جواب مشاوره با چند تن از دوستان
آرزو : 22 شهریور 1388 :
سلام می کنم به همه دوستان عزیزم. از اینکه وبلاگ شلوغ شده خیلی خوشحالم . در خدمتتون هستم با ارائه جواب چند تن از دوستان.فقط من سوالات دوستانی که نخواستن رو درسایت نمی گذارم.
جواب خانمی با نام ایمل آیدان کلانتر :
سلام می کنم به آیدان .من مطالبتو که طی 3 نظر داده بودید رو خوندم . اول اینکه در جواب شما یه سوال پیش میاد؟ شما گفتی من 5 سال قبل از ازدواجتون با همسر دوست بودی !! الان که این مسائل رو میگی و میگی از شوهرت زده شدی ، و یه سری از اخلاقهاش باب میلت نیست و از همه مهمتر قیافه و لهجه شمالیش برات تحملشون سخته ، چرا توی اون 5 سال به این مسایل فکر نکردی و به دوستیت ادامه دادی ؟ به نظر من وقت خیلی زیادی داشتی واسه محک طرفت واسه ازدواج . الان هم به نظر من قیافه و لهجه یه بهونست و شما از اون زده شدی . یه سوال دیگه گفتی حتی واسه ازدواج هم تهدیدت میکرده آبروت رو می بره . مگه رابطه قبل ازدواجت در چه حدی بوده ؟؟؟؟؟ ضمنا ارتباطت با اون همکارت هم قطع کن و به نظر من اگه به اون مرحبه رسیدی که دیگه تحمل شوهرت بهتره بگم رفیق همیشه همراهت که فکر می کنم مرد خوبی باشه تو این دوره زمونه ، و اگر دیگه تحملش مخصوصا در مسائل جنسی که تمایل به حنی به خوابیدن با همسرتون رو هم ندارید باید بگم که 100 درصد باید به یه مشاوره به همراه ایشون مراجعه کنی . ضمنا یه چیز دیگه همه از خداشونه شوهرشون سالم و مرد باشه تا یه پسری اهل زندگی نیست واهل همه چی هست درسته ؟ بهت پیشنهاد می کنم اگه نمی تونی خودتو با اخلاقاش مچ کنی و تا اون اشتباهی که با همکارت گفتی مرتکب نشدی حتما به یه مشاوره عالی حتی در مراحل اولیه به صورت فردی مراجعه کن .ضمنا یک زن باید خیلی محکم تر از اون چیزی باشه که با صدای یه مرد نامحرم اینقدر خودشو زود نبازه و همه چی یادش بره. امیدوارم توی این مشکل بزرگ سرافراز بیرون بیای.یه سوال دیگه در نهایت ازت می پرسم : شوهرتو اونطوری که توصیف کردی که می ترسی آشنایان و دوستات اونو ببینن آبروت میره یا زمانی که با تیپ عالی اونو با یه دختر یا یه زن دیگه ببینن ؟
جواب آقایی با نام مستعار یک پسر :
سلام به یه پسر. بببینید شما دچار یه مشکلی هستید که متاسفانه برخی از پسرها در تمام نقاط دنیا به اون دچارند . این یک نوع سادیسم جنسی هستش. مشکلت زیاد حاد نیست فقط در حداقل زمان به یک روانپزشک مراجعه کن و اون سریعا با توجه به دیدن این مسائل شما رو درمان می کنه . امیدوارم پیروز باشی
جواب آقا حسین :
در جواب شما دوست عزیز باید بگم ببینید من نمی خوام مثل پدرومادرها شما رو نصیحت کنم اما حتما باید اینو بدونید و در کنارش درک کنید که یه مرد درنهایت به یک زن نیاز داره . از مسایل جنسی بگیرید تا ریزترین مسایل زندگی. شماد باید اعتماد به نفس خودتو اینقدر بالا ببری که راحت بتونی با دیگران صحبت کنی. من بهت پیشنهاد می کنم اگه دانشجو هستی از صفر شروع کن یعنی کم کم با دخترهای کلاستون از طرق مختلف مثلا درخواست دفتر یا کتب درس هاتون شروع کن . ضمن اینکه شما می تونی یه پروژه 1 ساله رو آغاز کنی . منظورم اینه که اگه شرایط رو داری با خونواده به خواستگاری برو و مطمئنن در این بین به نتیجه می رسی . ضمنا همه پسرها هم این نبوده که در طول زندگیشون با یکی صحبت کنن . بنابراین اعتماد به نفستون رو از دست ندید.امیدوارم موفق باشی
جواب آقا امین ( ملودی زندگی ) :
در جواب به شما باید بگم شما اول باید به دانشگاه بری والبته اگه ایشون رو واسه ازدواج می خوای نزد مدیر گروهشون برید و در موردشون تحقیق کنید ببینید قبلا دچار مشکل یا شکست عشقی نشدن ؟ متارکه یا ....؟ چون اینطور که میگید رفتارشون طبیعی نیست و برنمیگرده به مشکلات خانوادگی . من احساس می کنم نسبت به جنس مخالف کلا زده هستن . ضمنا فکر نمی کنی سنت یه خورده کمه و واسه ازدواج داری زود تصمیم می گیری ؟ ضمن اینکه این ظرایط که طرفت لاک نمی زنه به تنهایی نمی تونه شرایط یک دختر خوب باشه. بهترین راه حل اینه که یه بزرگتر نزد مدیر گروهش بره و تحقیقات کامل رو به عمل بیاره . موفق باشید.
درجواب خانم با نام مستعار نیدونم :
اولا سلام می کنم به ایشون . بعد هم می خوام اینو بگم مطمئن هستید که پسر عموتون در مورد آقا مسعود همه چیزو راست میگه ؟ اینکه آوردنش خونه و ممکنه هیچوقت خوب نشه ؟ وضمنا اصولا منگل ربطی به تصادف نداره و منگلی در بدو تولد برخی از افراد می باشد. پیشنهاد من به شما : به پسر عموتون بگید با موبایلشون یه فیلم کوتاه از ایشون بگیرن مخصوا در زمانی که اسم شما رو پیش اون میارن . در صورتی که اینکارو کرد و متجوه شدی پسر عموتون راست میگه ، یه فیلم با موبایلتون از خودتون تهیه کنید و در اون به مسعود بگید که واقعا دارید واسش دعا می کنید و ... به نظرم تنها کار ممکنه . امیدوارم موفق باشید.
در جواب آقا امید هم باید بگم من متاسفانه به دلیل عدم وقت کافی فقط از طریق نظرات و اینکه آف واسم بگذارید در خدمتتون خواهم بود. عذر می خوام.
ضمنا باید در جواب روژین بگم فکر راه اندازی این وب با همسرم بوده و من از این بابت از همینجا ازش تشکر می کنم
ضمنا ماندانا خانم جواب شما رو خواستم به وبتون بفرستم اما نظراتش قفل بود این بود که ایمیلتون ارسال کردم .مشاوره با راضیه جون
آرزو : 17 شهریور 1388 :
باسلام و عرض عذرخواهی از بابت اینکه دیر به دیر مطلب می زنم . راضیه جون سوالی داشتن که اول سوالو می زنم و بعد جواب :
آقا امید و آرزو خانم سلام
من امشب خیلی اتفاقی وبلاگ شما رو دیدم. راستش از اینکه به گفته خودتون زوج خوشبختی هستین، خیلی واستون خوشحال شدم. امیدوارم این احساس تا آخر دنیا باهاتون باشه.
راستش من احتیاج به مشاوره دارم، البته فکر می کنم! من حدود 8 ماه پیش تو چت با یه آقا آشنا شدم. اوضاع طوری پیش رفت که علی رغم خواست من (که من اینو اتفاقی نمی دونم و فکر می کنم آشنایی ما خواست خدا بوده) با هم دوست شدیم و ... . اسمش نادره. نادر قبلا ازدواج کرده بود و به خاطر بعضی مشکلات از همسرش جدا شده بود. به خاطر همین هم شرایط روحیش خیلی به هم ریخته بود. راستش رو بخواید من به خاطر اینکه بهش کمک کنم باهاش رفاقت کردم. قصدم بیشتر کمک بود. هرچند تو این مدت به هم علاقمند شدیم و... . البته اینو بگم که در مورد صحت همه چیزهایی که تواین مدت بهم گفته تحقیق کردم و مطمئنم باهام صادقه. تو این مدت درمورد ازدواج و آینده با هم صحبت کردیم البته اون این موضوع رو پیش کشید ولی من چون از آینده می ترسیدم موضعگیری نمی کردم. حالا مشکل من اینه که بهش علاقه پیدا کردم و نمی تونم فراموشش کنم و از طرفی گذشته اون واسم غیرقابل قبوله، نمی دونم باید چکار کنم، چطوری این موضع رو پیش خانواده م مطرح کنم و از همه مهمتر اینکه خودم چه جوری با گذشته ش کنار بیام. به نظر شما زندگی با مرد مطلقه چه مشکلاتی می تونه داشته باشه؟ من چکار کنم؟ اینو هم بگم که خواستگارای خوبی هم دارم ولی با وجود نادر نمی تونم بهشون فکر کنم. به نظر شما این رابطه رو تمومش کنم وبه یکی از خواستگارام جواب بدم یا اینکه عشق و علاقه همه چیز رو درست می کنه؟! اصلا به نظر شما این احساس من دلبستگیه یا وابستگی؟ خواهش می کنم کمکم کنید. حس می کنم دنیا واسم گنگه، حال خودمم نمی تونم درک کنم!
در جواب باید به راضیه عزیزم بگم : ببین عزیزم انسانها متفاوت هستن . بعضی اوقات بوده طرف با یه آدم مجردی که همه چی داشته و بدون مشکل بوده ازدواج کرده اما بعده ها بدون اینکه به ذهن کسی خطور کنه ، طرف عوض شده و به اون واسطه از طرفش جدا شده.الانم می خوام اینو بهتون بگم ایشون درسته یکبار شکست عشقی خورده اما به هر صورت هر انسانی در زندگی دچار اشتباه میشه و ایشونم از این قاعده مستثنی نبودن.ببین نادر هم یه انسانه و حق انتخاب مجدد رو داره اما یه چیز خیلی مهم و اونم اینکه تو نه خونوادشو می شناسی ونه .... توشناخت خوبی از ایشون نداری. دوستی های اینترنتی که منجر به ازدواج شده معمولا به بن بست خورده مخصوصا اینکه شما دیدتون هم نسبت به ایشون منظورم گذشتشونه منفی هستش.از طرفی دیگه هم شما به گفته خودتون خواستگارای خوبی داری . شما در مسیر انتخاب بزرگترین مورد زندگیتون قرار گرفتید. اگه واقعا شناخت پیدا کردید به صورت کامل و تونستید گذشتشو فراموش کنی اونموقع دوباره یه مشکل بزرگ دیگه هم هست اینکه شما چطور می خوای به خونوادت معرفی کنی ایشون رو ؟؟؟؟؟؟؟ میگی از کجا پیداش کردی ؟؟؟؟ در نهایت می خوام بهت بگم من اگه پسر بودم و همسرمو از طریق چت پیدا می کردم ، بعد از چند ماه و حداکثر یکسال تو ذهنم میومد که همسر من اینترنتی اول با من دوست شد و ممکن بود به جای من هر کس دیگه ای هم باشه . درسته ؟؟؟؟به این مورد خیلی دقت کن . من پیشنهاد می کنم این دلبستگی یا وابستگی رو واسه همیشه با اراده قوی کنار بگذار... موفق باشی عزیزم
مشاوره با آقا امین
آرزو : 11 شهریور 1388 :
سلام آقا امین . در مورد سوالتون که گفته بودید عشق شما ازتون می خواد که بیشتر حرف های عاشقانه باهاش بزنید و شما به ما میگید چون آقایون محافظه کار هستند نمی تونید این کار رو بکنید باید بگم که : ببینید اولا اینکه محافظه کاری ربطی به ابراز علاقه نداره . تمام فلسفه محافظه کار بودن انسانها بر میگرده به روابط کاری و اجتماعی افراد . پس اشتباه نکنید .تموم زنها نیازمند ابراز عشق و محبت از جانب همسرشون هستن . مطمئن باشید یک زن حتما می بایست از لحاظ روحی هم ارضا بشه و شما بایداینو وظیفه خودتون بدونید که با همسرتون صحبتهای عاشقانه داشته باشید. امیدوارم اشتباه نکنید و نگذارید شرایطی پیش بیاد که همسرتون نسبت به مسائل عاشقانه و عاطفی از جانب همسر دچار عقده و بعده ها مشکلات جدی در زندگی بشه. پس در مسیر افکار خود تغییرات جدی به وجود بیاورید تا همسرتان هر لحظه بیشتر به وجود شما احساس نیاز کنه . موفق باشید
جواب مشاوره رز عزیزم
آرزو : 27 مرداد 1388 :
سلام می کنم به رز مهربون و خوش قلب. ببین عزیزم کسی شما رو نمی شناسه و من خلاصه سوالتون رو می گم که شاید دیگران به دردشون بخوره . شما کسی رو دوست دارید که دوست دخترش گذاشته و رفته و بعد از چند مدت هنوز طرفتون اون دختر رو فراموش نکرده و حتی به صراحت بهتون گفته که اگه روزی اون عشق قبلیش که صد البته معناش عشق نبوده و یه دوستی گذرا بو ده اما ایشون مثل اینکه خیلی سخت گرفتن ، اگه برگرده به سمت و سوی اون بر می گرده . باید بگم مطمئنم که عشق اونم عشق کاملا غیر عاقلانه ای شما رو احاطه کرده و حتی اگه ذره ای فکر کنی می تونی متوجه بشی در صورت ازدواج زندگی شما روی هواست چون دائما طرف مقابل شما به فکر عشق قبلیشه و منتظر جدا شدن اون تا همیشه می مونه . بنا براین چه زندگی ایه که می خوای استارتشو بزنی.؟؟؟؟ مطمئن باش در زندگیت به مشکل برمی خوری و در طول زندگی همش ذهنت درگیره و به یه آدم فوق شکاک تبدیل میشی. عذر می خوام اگه رک باهات صحبت کردم عزیزم اما تو یک زنی و ارزشت خیلی فراتر از اونه که یک نفر بیاد و با بیان اون شرط به تو پیشنهاد ازدواج بده . موفق باشی گلم
جواب هیوا و آقا رسول
آرزو : 21 مرداد 1388 :
سلام می كنم به همه دوستان و همراهان سایت . در جواب هیوای عزیزم كه سوالشون رو قبلا خصوصی ارسال كرده بودن و نمی خواستن ما اون رو روی سایت بذاریم باید بگم شما حتما حتما حتما باید برای گرفتن نتیجه مثبت به یك مشاور خوب مراجعه كنی وخیالت از همه بابت راحت باشه كه هم كمكت می كنه و هم تموم حرفها و .... پیش دكتر روانشناس یا همون مشاور محفوظ می مونه و اون می دونه تو دروغ نمی گی یعنی دلیلی نداره دروغ بگی برای كسی كه تو رو نمی شناسه و اون حتما حتما حتما كمكت می كنه عزیزم. هر انسانی در زندگی اشتباهاتی می كنه اما مطمئنا می تونه شرایط رو تغییر بده .
آقا رسول هم پرسیده بودن ما قبل از ازدواج عاشق هم بودیم یا نه ؟ باید بگم ما باهم همكار بودیم و خب قبل از ازدواج دقیقا یك هفته با اجازه پدرم صحبت می كردیم و تمام عشق ما بعد از ازدواج شروع شد و مطمئنا عشق بعد ازدواح دووم بیشتری داره . موفق باشید
مشاوره با معصومه و جواب فرشته جون
آرزو : 17 مرداد 1388 :
معصومه عزیزم سوال و در واقع مشاوره ای داشتن و خواسته بودن در وب مطرح نشه و من جواب كامل و تقریبا 15 سطری خودمو به ایمیلتون ارسال كردم و امیدوارم موفق باشید. این روزها ایمیلهای یاهو دارای مشكل شده اگر چیزی دریافت نكردی بگو بازم برات سند كنم . در جواب فرشته خانم هم كه رمز پست های رمزدار رو خواسته بودند باید گفت من و همسرم این قسمت رو برای مسائل شخصی و غیر وبلاگی خودمون گذاشتیم . موفق باشی عزیزم
