سفری پرخاطره به اصفهان نقش جهان – 1 لغایت 6 اسفند ۱۳۸۸
امید : 7 اسفندماه 1388 :
شرایطی فراهم شد وما به همراه پدر خانمو مادر خانم و برادر خانم یعنی امیر جان به یک سفر شش روزه بببه شهر زیبا و تاریخی اصفهان رفتیم و البته باید به این نکته اشاره کنم که این هدیه سالگرد ازدواج ما بود که پدر و مادر خانم به ما هدیه داده بودن... گزارش کامل این سفر رو در زیر می بینیم و می خوانیم .............
سفری پرخاطره به اصفهان نقش جهان – 1 لغایت 6 اسفند ۱۳۸۸ :
جمعه : ۳۰ بهمن ماه ۱۳۸۸ :
تقریبا ساعتای ۱۲ ظهر بود که بیدار شدیم البته ما شب قبل رو خونه حاجاقایینا خوابیده بودیم . ساعت ۲ بود که به خونه سمیرا خواهری رفتم و مدارک انتخاب واحدمو بهش دادم و توجیهش کردم که روز یکشنبه واسه انتخاب واحد به دانشگاهمون بره . وقتی برگشتم با آرزو جون به خونه رفتیمو خونه رو عین یه دسته گل کردیمو ساک رو بستیم و اومدیم پایین..... ساعت ۶ غروب بود که با یه آژانس به سمت راه آهن رفتیم و ساعت ۷ به سمت اصفهان به همراه حاجاقا و مامان و امیر آقا راه افتادیم . متاسفانه بلیط های دور رفتمون به دلیل عدم اقدام به موقع خیلی پراکنده بود ولی خدارو شکر کوپه جور شد و ۴ نفرمون توی یه کوپه بودیم و امیر هم کوپه بقلی .......
شنبه : ۱ اسفندماه ۱۳۸۸ :
ساعتهای ۱۲ ظهر بود که به اصفهان رسیدیم و خدا رو شکر قطار هم خیلی تکون نداشت و واسه آرزو مشکلی وجود نداشت و راحت بودیم . وقتی از قطار پیاده شدیم طوفان شدید همراه با بارندگی شدید همراه شد و با یه آژانس سریعا خودمون رو به هتلمون که جنب سی سه پل بود رسوندیم و وارد سویتمون شدیم . خداروشکر جای خوبی داریم . ما باید ساعت ۴ ظهر داخل هتل می بودیم ولی ساعت ۲ رسیدیم و در واقع نهار واسمون از بیرون گرفتنو آوردن . یه استراحتی کردیم و ساعتهای ۵ بود که به سی وسه پل رفتیم و واقعا خوش گذشت . از روی پل رد شدیم و یاد روزهایی افتادم که با مادر و پدر و خانواده خودم به اینجا اومده بودیم . واقعا یادش بخیر . یه دوری زدیم و کلی عکس و در نهایت به هتل برگشتیم ......
یکشنبه ۲ اسفندماه ۱۳۸۸ :
امروز صبح بعد از خوردن صبحونه با ماشینی که جاجاقا از یکی از دوستاشون گرفته بودن که این چند روز دستمون باشه به میدان نقش جهان یا همون میدون امام رفتیم .واقعا جای با صفا و باحالیه . به عمارت عالی قاپو رفتیم . عجب نمایی داشت میدون نقش جهان از اون بالا و کلی دور زدن و توقف در بازارهای اطراف و خرید صنایع دستی اصفهان و در نهایت سوار درشکه های میدون نقش جهان شدیم . بعد از اونجا هم به هتل برگشتیم و نهار .... ساعت ۶ بعد از ظهر بود که با حاجاقایینا به بازار رفتیم و یه سری خریدهای ریز ..... از اونجا هم باز به هتل اومدیم و بعد از خوردن شام سریعا به سفه رفتیم . یه جایی مثل طرقبه شاندیز خودمون البته نه به اون گستردگی و تنها چند تا مغازه کوچیک داشت و یه قلیونی زدیم و به هتل برگشتیم . راستی امروز یه قلیون چینی کوچیکم خریدیم و همین الان داریم چاقش می کنیم و جای همه خالی ......
دوشنبه : ۳ اسفندماه ۱۳۸۸ :
خیلی جالبه اینکه هر چیزی یه پایانی داره و ما کم کم داریم به پایان مسافرتمون نزدیک میشیم . درسته ۳ روز دیگه مونده اما مطمدنم عین باد می گذره ولی خب خدارو شکر خوب میگذره . امروز ساعت ۱۱ صبح بود که به سمت کلیسای وانک در خیابان حکیم نظامی رفتیم و در ارتباط با این کلیسا باید بگم که این کلیسا معروفترین و زیباترین کلیسای شهر اصفهان هستش که در منطقه جلفا واقع شده . خیلی جالب بود کوچه این کلیسا سنگ فرش بود و دقیقا عین کوچه های اروپایی ....همه ارامنه بودن و به زبان ارمنی صحبت می کردن . وارد محوطه شدیم و خیلی برامون جالب بود ابتدا به داخل کلیسا رفتیم . فیلمبرداری و عکاسی ممنوع بود اما من یواشکی عکس و فیلم گرفتم . واقعا دیدنی بود صحن زیبای کلیسا . پر از نقوش زیبای هنرمندان ارمنی ایتالیایی و هلندی و.... بهشت و جهنم و شکنجه فرشتگان و ..... یکی از ارامنه اوجا داشت صحبت می کرد و به نوعی تبلیغ مسیحیت . بعد از صحن زیبا و فوق العاده قشنگ و به سبک ایتالیایی یا بهتره بگم اروپایی به قسمت موزه رفتیم. لباسهای اسقفهای ارامنه و انجیلهای زیبا در اندازه های متفاوت و انجیلی که بر روی پوست نگاشته شده بود و کوچکترین کتاب دنیا که ۱۵ برگ داشت و به اندازه یک سوم انگشت یک بند انگشت بود و مویی که با تلسکوپ مشخص شده بود که بر روی اون یک جمله ارمنی نوشته بودن . این کلیسا مربوط به ۴۰۰ سال گذشته بود و واقعا پیشنهاد میکنم درصورت سفر به این شهر حتما وانک رو از یاد نبرید....بعد از اونجا هم سریعا به هتل اومدیم و بعد از خوردن نهار به سمت باغ پرندگان راه افتادیم. پس از رسیدن به این مکان زیبا و واقعا متفاوت البته بعد از تقریبا ۲ کیلومتر پیاده روی که آرزو متاسفانه یه مقداری اذیت شد چون راه ماشین رو نداشت وارد شدیم و یه محوطه وسیع که بیش از ۱۲۰ نوع پرنده از تمام نقاط دنیا که در حصار یک توری بسیار عظیم رو پیش رو دیدیم .یک مورد بسیار جالب اینکه اکثر پرندکان این مکان در فضای توری که ما در حال حرکت و دور زدن بودیم آزادانه در کنار ما بودن و از کنار ما با آرامش تموم حرکت می کردن . پرنده هایی که من توی عمرم فکرشم نمی کردم ببینم . خروس لهستانی و انواع خروس – انواع کبک ها – انواع عقابها و مرغابی ها مرغ های نوک بلند و پرنده هایی که فکر می کنم بیشتر در استرالیا هستن و دارای منقارهای بسیار بلند- خروس های کوچولو و انواع قازهای گردن بلند مشکی و ..... و شترمرغ و طاووس و ............... نمی تونم کامل توصیف کنم چون از طریق نوشتاری قادر به بیان احساساتم به حد واقعی نیستم . امیدوارم از این مکان زیبا هم دیدن بفرمایید و قدرت خدا رو به عینه مشاهده کنید .بعد از باغ پرندگان هم به هتل اومدیمو استراحت و غروب هم به هتل بزرگ و معروف عباسی که گرونترین هتل اینجاست و متوجه شدیم شبی ۱۱۰۰۰۰ تومان هزینه اقامت هستش رفتیم و مهمون یکی از رفقای حاجی بودیم به صرف چایی ..... من و امیر برادر خانم بعد از ۱۰ دقیقه ای به کافه آزادگان که واقعا برام عجیب بود و منو کاملا به یاد دوران مشروطیت انداخت در میدون نقش جهان رفتیم. دوتا قلیون معمولی و یک قلیون برگ اصفهان و یه غذای شبیه آبگوشت به نام گوشت لخم توی رگ زدیم . نکته قابل توجه ذوق بیش از اندازه و کلکسیونی بود که صاحب کافه بهتره بگم صاحبان نسل در نسل کافه در این کافه به نمایش گذاشته بودن چون قدمت این کافه تقریبا ۹۰ سال بود و پر از عکسها و ادوات جنگی فلزی و .... یک جای کاملا تاریخی و زیبا ........
سه شنبه : ۴ اسفندماه ۱۳۸۸ :
ساعت ۱۱ بود که از هتل بیرون زدیم و در جاده نجف آباد به حرکت آمدیم و ابتدا به کوه آتشگاه رفتیم و آتشگاه رو از نزدیک دیدم و کلی عکس گرفتیم اما متاسفانه نشد که به بالای کوه بریم چون مسافت زیادی بود و با آرزویینا نمیشد و در واقع کسی پایم نبود .خیلی جالب بود اینجا مکانی جهت عبادت آتش پرستان قبل از اسلام بود و همینطوری سالم بر روی کوه به جای مانده بود . از اونجا هم یه مقدار پایینتر اومدیم و در همون مسیر به منار جنبان رفتیم . منار جنبان یکی از آثاز ثبت شده ملی و عجایب دنیاست که جذابیت آن صرفا به این دلیل است که زمانی که یکی از مناره ها توسط فردی که داخل مناره میره تکون داده میشه علاوه بر خود مناره که به وضوح مشخصه تکونش کل آثار منارجنبون و مناره دیگر تکون میخوره به گونه ای که زنگوله و زنجیرهای متصل به خود آثار و مناره دیگر تکون میخوره . ضمنا در زیر مناره ها قبر یکی از شعرای فارسی زبان به نام عبدا.... اردکانی نیز هست که جالب اینه که زمانی که شما یه کاسه آب رو روی قبر اون بگذاری و مناره رو تکون بدی آب داخل اون هم تکون می خوره و این بدین معناست که لرزش این اثر تا زیر زمین هستش و این از عجایب دنیاست . اذین اثر مربوط به زمان ایلخانان یعنی ۷۰۰ سال پیش می باشد.بعد اونحا هم به هتل برگشتیمو بعد از خوردن نهار به موزه تاریخ طبیعی اصفهان رفتیم و در اونجا جسم خشک شده اکثر حیوونا به همراه جنین هایی از انسان ها و حیوانات به هم چسبیده و دوقلو موجود بود . در کل خوب بود اما این مکان برای هممون زیاد جذاب نبود.بعد از اونجا هم به عمارت زیبای چهل ستون که در کنار همونجا بود رفتیم و اونجا یکی از قصرهای شاه عباس دوم بود و نقوشی که بر روی دیوار داخل اونجا بود مربوط به همون زمان بود و جالب محوطه خود چهل ستون و ستون های اون قصر یا عمارت بود که ۲۰ عدد بودن و به دلیل اینکه وقتی که سایشون به داخل حوض بسیار بزرگ روبروی اون می افناد بهش می گفتن ۴۰ ستون . ستونهای چوبی فوق العاده زیبا و سالم مونده به همراه فرشهای دستباف زیبایی که هدیه شده از طرف شاه عباس به این مکان بود و........... از زیبایی های این مکان بود . بعد از ۴۰ ستون بازهم به میدون امام رفتیم و اینبار با خونواده ۵ نفری به کافه آزادگان رفتیم و ۲ تا قلیون تنباکو و ۱ قلیون برگ اصفهان ........شب هم به خرید رفتیم و از خیابان چهارباغ خر یدهامونو انجام دادیم و درنهایت شام رو به رستوران ایتالیایی ونیز در کنار هتل عالی قاپو رفتیمو ۲ تا پیتزا پپرونی و مخصوص و یک استیک به همراه برنج ایتالیایی زدیمو به هتل برگشتیم . غذاش خوشمزه بود و بد نبود ......
چهارشنبه : ۵ اسفندماه ۱۳۸۸ :
میشه گفت روز آخری بود که ما در اصفهان بودیم . البته ۵شنبه رو هم داشتیم ولی خب ۵ شنبه باید ساعتهای ۴ میرفتیم راه آهن. ساعتهای ۱۱ صبح بود که طبق روال روزهای گذشته بیرون زدیم و ابتدا به خرید گز رفتیم و به یکی از معروفتیرن گزفروشی های اصفهان یعنی گز آنتیک رفتیم و هرچی سوغاتی خواستیم خریدیم . سوغاتی مامانینا در کرمونشاه به همراه زینب خواهرم رو از طریق پست اصفهان به کرمونشاه ارسال کردم و امیدوارم که سوغاتی ها مورد پسندشون باشه ...بعد از اونجا هم به هتل برگشتیم ونهار .ساعتهای ۴ عصر بود که با آرزو باهم رفتیم به گز فروشی و کسریات گزها رو خریدیم و در نهایت شب هم رفتیم یه بریونی اصفهانی خوردیم که متاسفانه فکر کنم بدترین جای اصفهان برای این غذا رفته بودیم . ......
پنج شنبه : ۶ اسفندماه ۱۳۸۸ :
صبح ساعت ۱۱ بود که بیدار شدیم و پدر خانم برای کارهای ..... به بیرون رفته بودن . با مادر خانم و امیر و آٰرزو برای بار آخر داخل شهر رفتیم و باقی مونده خریدها رو از میدون نقش جهان انجام دادیم . بعد از اون هم اومدیم و به معروفترین بریونی اصفهان یعنی بریونی اعظم رفتیم . واقعا خوشمزه بود و چسبید و بهمون حال داد . به هتل برگشتیم و ساعت ۳ بعهداز ظهر بعد از جمع کردن وسایلمون ساعت ۴:۳۰ پس از تصویه حساب با هتل و گرفتن آژانس به سمت راه آهن راه افتادیم . البته حاجاقا همچنان بیرون بودن و به دلیل کار ...... قرار شد مستقیم به راه آهن بیان خودشون. راستی ماشین رو هم تحویل یکی از دوستان حاجی دادیم و کلی ازشون تشکر کردیم که واقعا اگه ماشین نبود رفتن به خیلی جاها میسر نبود ....الان هم در راه آهن هستیم و با آرزو به کافی نت راه آهن رفتیم و یه پست هم دادیم که فکر می کنم پست قبل از این پست باشه .
در نهایت این سفرنامه شیرین باید بگم واقعا خوش گذشت و هرآنچه می خواستم واسمون میسر شد و امیدوارم این سفرنامه یک کمک اساسی به کسانی باسه که به شهر اصفهان سفر می کنند. ضمنا از شنبه هم باید سر کار بریم و انشالله فردا صبح تا ساعتهای ۱۲ به مشهد میرسیم ( پایان سفر )
پست ویژه از راه آهن اصفهان
امید و آرزو : 6 اسفند 1388 :
سلام می کنیم به همه دوستان عزیزمون. متاسفانه ما فراموش کردیم که پست بدیم و قرار بر این بود که شنبه همین هفته یعنی 1 اسفند لغایت 6 اسفند که الانه به سفر اصفهان که در واقع هدیه پدر و مادر خانم بود بریم . تا دقایق آخرین هم یادمون بود اما .... الان هم همونطوری که عنوان رو می بینید ما در راه آهن شهر اصفهان هستیم و آرزو هم در کنار منه . حال هر سه تامون خوبه . آره منظور بچمونم هست ( احتمالا آقا یونس ) . منتظر قطار مشهد هستیم و تا ساعاتی دیگه به سمت مشهد راه می افتیم . جای همتون خالی واقعا خوش گذشت و باید بگیم اصفهان یک شهر بی نظیره و .... بقیش باشه واسه سفرنامه که به زودی و به محض رسیدن به مشهد در وب واستون قرار میدیم.......
بازهم با بامداد در مورد تایلند
امید : 21 بهمن 1388 :
بامداد عزیز در ارتباط با انتهای خیابون واکینگ باید بگم از هر نقط کنار ساحل می تونی بری جزیره مرجان ولی به نظر من با تور بری بهتره این یه مورد رو چون هماهنگی ها بر عهده خد اونهاست و نهار هم میدن که نهارش من فکر می کنم یه 15000 تومانی می ارزه .در اتباط با پاتایا پارک هم بایدبگم آره به نظرم خودتون برید . ضمنا این آدرس سایت زیر هم می تونه خیلی کمکتون کنه که جاهای زیبای تایلند رو بهتون معرفی می کنه.در ضمن اره ما با ایران ایر بود و اره همون 30 کیلو برای هر نفر ظرفیت بار بود و باکلی خریدی که ما کردم و همش استرس داشتیم 50 کیلو واسه دوتامون شد . ضمنا هزینه خروج از کشور محاله توسط شرکت هواپیمایی پرداخت شه و اون خروجی توسط مسافرین همون لحظه باید پرداخت شه و 25000 تومان هستش واسه هر نفر... خوش باشی عزیز جون
راهنمای تصویری تایلند به طور کامل توسط هما تور

جواب بامداد در مورد سفر تایلند
امید : 20 بهمن 1388 :
سلام به شما بامداد عزیز. سوال هایی کرده بودید که جوابو برات می ذارم . در ارتباط با هتل پاتایا سنتر باید بگم موقعیت این هتل فوق العاده واستثنایی و دقیقا 15 ثانیه با ساحل فاصله داره یعنی از هتل اومدی سمت چپت ساحله . ضمن اینکه از چیزهای مهمی که باید بهتون بگم اینکه سمت راست هتلتون یعنی ۲۰۰ متری میشه بعد از رستوران هندی ها رستوران البرز ایرانی هستش و غذاهاش با قیمت های مناسب و فوق العاده خوشمزست. در رابطه با شنا در سواحل پاتایا باید بگم سعی کنید توی آب نرید چون آب کثیفه و برای شنا به طبقه سوم هتلتون برید که یه استخر فوق العاده با نمایی رویایی به سمت ساحل داره و حتی می تونید با خانومتون هم برید البته اگه ایرانیها نبودن چون فقط اونا چشم هیزی می کنن و الا تایلندی ها و قومیتهای دیگه اصلا نگاهشون بد نیست. جزیره مرجان رو بهتون پیشنهاد می کنم که نفری حدود ۳۰۰۰۰ تومان میگیرن و بانهار و همه چیز یه بعداز ظهر اونجا می برنتون و اونجا مرجانیه آبش ویه جزیره فوق العاده رویاییه حتما برین.سمت چپ هتل بعد 10 ثانیه به سر خیابون بیچ سی می رسید که سمت چپتون هم فروشگاههای معروف 711 برا خریداتون و همینطور که بری کلی KFC و پیتزا هات و ..... هستش که پیشنهاد می کنم پیتزای غذا دریایی رو حتما برید. همینطوری که این خیابون رو ادامه بدی به معروف ترین خیابون دنیا یعنی واکینگ استریت می رسی که از ساعت 9 شب تا 5 صبح تموم دیسکوها و بارها و رستوران ها و کافه ها و.... در اونجا هست وعین روزه البته ممکنه گوشاتون کر شه چون صدای موسیقی های جاز فوق اعاده بالاس . اگه خواستین دیسکو برین بهترین دیسکو و دیسکویی که بشه خانومت رو ببری دیسکوی تونی هستش که مخصوص بیشتر ایرانی ها هستش و یه سالن اختصاصی واسه ایرونیا داره و نفری 10500 تومان به پول خودمون هزینشه و وقتی داخل میشی به هر کی یه لیوان ویسکی یا آبجو بسته به انتخاب خودتون میده که می تونی مثل ما لب نزنی البته با مزه آناناس. به تجربش می ارزه آدم یه بار بره . از لحاظ امنیتی هم اصلا نترس هیچ مشکلی هیچ مسافری رو تهدید نمی کنه و وحتی ما بعد دیسکو ساعت 3 شب اومدیم هتل و مشکلی نبود .دم دم های غروب از همون سرکوچه هتل تا واکینگ استریت بالغ بر 2000 دختر واسه کارهای س.... واسادن و علامتشون یه سیگاره که میکشن البته معمولا. سعی کن از خانومت دور نشی و الا به پرو پات می پیچن و باعث آزرده خاطر شدن همسرت میشه.تموم دیسکو پر دختره از 12 سال تا 40 سال . برای هتل هم باید بگم شما در تایلند به هر هتلی که میری 100 دلار ازتون میگیره بابت هراطاق و تا اتمام اون روزی که می خواین برید اون 100 دلار پیششونه که اگه از مشروبات الکلی یا نوشیدنی های داخل هتل استفاده کردی ازتون کم کنه . وقتی اطاق رو تحویل دادید 100 دلار رودر صورت عدم بروز هیچ مشکلی بهتون میدن و تور هم وسایلتون رو میگیره و خودش واستون نگه میداره و یه 4 یا 5 ساعتی بهتون فرصت میده که کلک اون 100 دلار رو هم بکنین. در مورد هتل باید بگم هتل دستشوییهاش فرنگی و توالتش آب برای شستن خودن نداره و باید با دستمال اینکارو بکنید و یا می تونید مثل ما بعد هر بار دستشویی یه بار دوش بگیرید . ضمنا هر روز هر نفر یه سهمیه بطری آب نوشیدنی داره که می تونید برای دستشویی از اون بطریها البته بعداز اینکه آبشو خوردید استفاده کنید.خیلی حواستون باشه که حوله ها رو خراب نکینید یا پاره نشن چون هزینشو می گیرن ازتون. ما طبقه 11 هتل بودیم واقعا منظره زیبایی داره و از لیدر بخواین طبقات بالایی رو بهتون بدن.بهتون پیشنهاد می کنم سفرنامه ما رو بخونید چون همه چیز از تایلند در اون نوشتم و کامل کامله.هزینه وانت ها هم نمی خواد در بست باشه مثلا واسه مینی سیام از در تل دوتاتون 150 بات بدی و هر بات هم 30 تومان خودمون و واسه برگشت هم همینطور آکواریوم پاتایا برید. البته اینها رو ما خودمون رفتیم باهمسرم . تور برج رو برید که یه برج 170 متریه و از بالا کل زیبایی های پاتایا مشخصه .تقریبا هر نفر 30000 تومانه فکر کنم ( بازم میگم کل سفرنامه رو بخونید همه چیز دستتون میاد ) راستی در هتل می تونید از اینترنت بسیم یعنی وایرلس به صورت رایگان استفاده کنید و البته واسه اینکار باید یه لب تاب با خودتون ببرید که وایرلس داشته باشه و البته اینترنتم اونجا هست و هر ۱ ساعت فکر کنم 100 باته یعنی 3000 تومان. امیدوارم بهتون خوش بگذره و سفرنامه ما رو کامل بخونید و درنهایت ازتون ممنونم ما رو یاد خاطراتمون انداختید . ضن اینکه هر سوالی بود بازهم در خدمتیم . از سفر برگشتید حتما ما رو از سفرتون و جاهایی که رفتید در جریان بگذارید. خوش بگذره ...........

سفر 4 روزه تقریبا کاری به کرمانشاه
امید : 27 آدرماه 1388 :
سلام می کنم به آرزوی عزیزم .امشب من تورو تنها گذاشتم و برای یک سفر 4روزه مشهد رو به مقصدکرمونشاه ترک کردم و امیدوارم منو ببخشی عزیزم. امشب من برای یک تحقیقاتی جهت سرمایه گذاری در یک کمپانی به کرمونشاه میرم و البته در کنار سفرم خب فرصتی پیش میاد که خونوادم هم ببینم .البته هنوز هیپ کس به غیر احسان داداشم در کرمونشاه خبر نداره و البته بهشون گفتم که من 15 دی میام . مطمئنم خوشحال میشن و خدارو شکر . به قرآن برام سخته بدون آرزو جایی برم اما چه کنم که دکترش گفته هواپیما ممنوع .... به هر صورت یاد آرزو هرلحظه در درونم هست و انگار که او در کنارمنه ودوستش دارم به اندازه دنیا ............به زودی برمیگردم گلم و بازهم باهم و در کنار هم خواهیم بود ............
راستی الان دارم از اینترنت وایرلس فرودگاه مهرآباد پست میدم و واقعا باحاله و سرعت فوق العادس و دارم آهنگهای جدید رو با سرعت واقعا عالی دانلود می کنم ......... فعلا
سفر اداری یکروزه به تهران
امید : 6 آذر 1388 :
همونطور که آرزوی عزیزم گفتن من برای یک روز به تهران رفتم و درواقع قرار بود امروز ساعت 4 بعداز ظهر پرواز داشته باشم اما خدا لطف کرد و تونستم برای دیشب بلیط گیر بیارم . البته سفر من 24 ساعت هم طول نکشید . یک سری مدارک مربوط به اداره رو حتما باید به اداره مرکزی در تهران می بردم. ما رفتیم و خدارو شکر کارام تا ساعت 12 ظهر انجام شد و به یه آژانس رفتموشانس آوردم همون لحظه برای دیشب 3 نفر اومده بودن پروازشون رو برای مشهد کنسل کنن و من هم زرنگی کردمو سریعا بلیط رو واسه خودم جور کردم. قرار بود دیشب رو در مهمون سرا باشم که دیگه جور شد و به مشهد اومدم . در این توقف 8 یا 9 ساعته در مشهد اول به فرحزاد رفتم و اونجا واقعا جای آرزو خالی بود و یه قلیون نعنا با چای و نهار هم همونجا املت زدم و بعدش هم پیاده از فرحزاد به امام زاده صالح رفتم و نماز ظهر و عصر رو تا ساعت 3:30 بعد ازظهر اونجا بودم . بعدش هم به طرف فرودگاه مهرآباد راه افتادم و از 3 ساعت قبل در فرودگاه بودم و اینگونه سفر یک روزه من به تهران به پایان یافت.
