بالاخره 1 مرداد اومد
امید : 1 مرداد 1388 :
امروز 1 مرداد هستش . یا دتونه توی مکه که بودیم با آرزو روز 1 خرداد بود که توی قسمت قولهامون یه سری قول بهم دادیم .الان بازهم در سفر هستیم و می خوایم ببینیم آیا واقعا به قول هایی که دادیم عمل کردیم یا نه ؟ نمی دونم اما من پیشنهاد می کنم این قسمت رو هر کدوممون از زبون خودمون بگیم چون احساس می کنم خودمون بهتر می دونیم و بیشتر رومون میشه تا دیگری.از خودم شروع می کنم من توی این دوماه نسبت به یه سری از اون قول هایی که دادم موفق نبودم و .... متاسفانه قولی که واسه نماز صبح دادیم و عهدی که کردیم رو من نتونستم بهش عمل کنم و از این بابت خودمو سرزنش می کنم . متاسفانه نتونستم توی یه سری از مسائل مثل کوتاه اومدن در برخی از مسائل مخصوصا مسائل اجتماعی که یه قول شخصی بود نتونستم به خوبی عمل کنم و بازهم خودمو سرزنش می کنم. حال می خوام آرزو از زبون خودش بگه : به نظر من ادم نباید خودشو سرزنش کنه چون انسان هستیمو جایزالخطا گاهی براساس درگیری زیاد و مشغله کاری فراموش می کنه . نمیشه دلیل بر این گذاشت که طرف مقابلش رو دوست نداره یا واسه حرفش ارزش قائل نیست.منم مثل امید نماز صبح بیدار نمیشم . من تاجایی که تونستم نسبت به اون مسائلی که امید حساسه رو رعایت کردم . اما خودش هم یه 5 یا 6 باری هم بهم تذکر داده . اما در مجموع خیلی بهتر از قبل شدم . اینو باید امید بگه نه من که از زیاد حساس بودن در اومدم. راستی دیشب یکی از قول هام که واسه همیشه به دردم می خوره رو به امید دادم و گفتم دیگه بابت هیچ مسئله ای حرص نخواهم خورد.
خب بازم منم امید که می نویسم . خدمت شماعرض شود که آرزو تغییرات زیادی داشته و البته مطمئنا آرزو عالیه اما منظورم در مسائل ریزه دیگه . تا 2ماه دیگه یعنی 1 مهر ماه 1388 بازهم به هم وقت می دیم تا انشاالله بتونیم در مسائل کوچکی که وجود داره خودمون رو اصلاح کنیم چون تموم آدمهاا و رن وشوهرها چه در زندگی فردی و چه متاهلی در زمان ازدواج اشتباهات و نقص هایی دارن که می بایست به کمک هم اصلاح کنن. ما هر دوماه این برنامه رو در پیش میگیرم تا بتونیم به این واسته اصلاحات قابل ملاحظه ای در زندگی آیندمون مشاهده کنیم.پس قرار من و آرزو در قسمت قولهامون تا 1 مهرماه ...................
دست علی
امید : 17 تیر 1388 :
تقریبا 4 ساعت قبل بود كه با آرزو خونه تنها بودیم . خیلی با هم صحبت كردیم و تصمیمات زیادی گرفتیم. تصمیم گرفتیم همیشه باهم باشیم و برای هم باشیم . همیشه هماهنگ باشیم و بدون اطلاع هم كاری رو نكنیم كه خدایی نكرده باعث تضعیف شخصیت دوتامون توی خونواده هامون شه . قول دادیم خوشیامون و غم هامون و پولداریمون و نداریمونو با هم درشون شریك باشیم و هیچ وقت نذاریم كسی توی زندگیمون از بعضی مسائلمون سر در بیاره . من آرزو رو دوست دارم و بهش ایمان و ا عتقاد دارم و مطمئنم همیشه در كنارمه و پای همه حرف ها و قول هایی كه بهم دادیم هستش . امیدوارم منم بتونم مرد و مردونه باهاش باشم و روز به روز موفق و موفق تر بشیم .......
یه قول فوق العاده برای دوتامون
امید : 27 خرداد 1388 :
به پیشنهاد آرزوی نازم تصمیم گرفتیم منبعد هرچی پول واسمون موندیا با برآوردی كه كردیم اول هرماه یه سكه یا نیم یا ربع سكه بسته به مقدار پولمون بخریم و پس انداز كنیم . راستی یه خبر باحال اونم اینكه خدا رو شكر به حقوقامون تقریبا نفری 150000 تومان در ماه اضافه شد. خب خدا رو شكر می كنیم و امیدواریم روز به روز همه و خودمون موفق و پیروز باشیم.
اولین قول در مكه
آرزو در مکه : جمعه 1 خرداد 1388:
