بالاخره جهاز آقا داماد
امید : 12 مرداد 1388 :
امروز بالاخره تونستم خریدهای جهازمو كه بابا زحمت كشیده بود رو بیارم خونه. توی اونها یه تلویزیون Jvc مدل 42 اینچ و یه رادیو ضبط دی وی دی دار یو اس پی دار سه دیسكه و گوشت كوب برقی و خدمتتون عارضم كه ( یه وقت نگین امید خاله زنكه ها
) یه چرخ خیاطی Brother همچنین پلوپز اتوماتیك و جارو دستی و چند چیز دیگه رو گرفتم. خدا رو شكر خوب بود . انشاالله بقیه چیزها هم درست میشه..........
امیر و حامد هدیه تولد من و آرزو رو دادند
امید : 12 مرداد 1388 :
امشب شب تول آرزوی عزیزمه . البته من در نظر دارم فردا واسه آرزو جون تولد بگیرم و كیك و .... كادوشو دادم اما بازم باید به هرصورت یه چیزی تهیه كنم.امشب امیر برادر آرزو زحمت كشید یه ربع سكه به آرزو داد و به من هم واسه تولدم كه 24 تیر بود و به قول خودش می گفت چیزی نگرفته یه زنجیر طلا واسم گرفت. واقعا دستش درد نكنه. راستی حامد داداش آرزو هم یه لباس قشنگ خونگی واسه آرزو هدیه گرفت . دست همشون درد نكنه .
خدا رحم كرد
امید : 12 مرداد 1388 :
امشب قبل از اینكه بریم خونه دایی اصغر ارزو جون گفتیم بریم تا طرقبه یه دوری بزنیم . توی راه برگشت یه لحظه توی آینه به آرزو نیگاه كردم و بعدش كه جلومو نیگاه كردم یه لحظه احساس كردم از كنار یه نفر رد شدم طوری كه توی آینه نیگاه كردم دیدم داره میره اوندست خیابون. فقط خدا رحم كرد من ندیدمش به قرآن . كافی بود یه لحظه دستم رو شاید بهتره بگم 100 سانتیمتر به سمت چپ می كشیدم طرف كه له میشد هیچی ماشینم چپ میشد. خدا رو شكر به خیر گذشت....
آغاز پیاده روی من و آرزو
امید : 11 مرداد 1388 :
تقریبا 1 ماه پیش بود که برای یکدوره مسابقات فوتبال .... در مشهد بازی کردیم که تیممون تقریبا یه 70000 تومانی بن خرید کالای ورزشی بهمون داد . من هم با آرزو رفتیمو یه از اون بن یه گرمکن آدیداس و ..... خرید کردیم و با آرزو تصمیم گرفتیم که منبعد یک شب درمیان فلکه پارک بریم پیاده روی . دیشب استارتشو زدیم و تقریبا 1:35 دقیقه با پدر آرزو پیاده روی کردیم. خدارو شکر خوب بود و مطمئنا این پیاده روی ادامه دار خواهد بود.
علی هیتلر ، پس انداز ، امیر
امید : 10 مرداد 1388 :
عنوان این پست خیلی جالبه نه . آره دیگه در واقع خواستم سه مطلب بنویسم که اینطور شد . اولا اینکه از علی هیتلر عزیز تشکر می کنم که همیشه همراه ماست و باید بگم که خیلی خوشحالم که چنین رفیقی دارم. بعدش اینکه خواستم بنویسم که قسط پس انداز این ماه کوروش رو هم که 60000 تومان بود دادم . منتظر عکسهای بعدی ما باشید .راستی دیروز امیر برادر آرزو قهرمان مسابقات ..... شد که بهش تبریک می گم و امیدوارم همیشه پیروز باشه . مطمئنا برای مراحل بعدی من و خواهرش همراش خواهم بود.
سری اول عكسهامون
امید : 9 مرداد 1388 :
تصمیم گرفتم از امروز یه سری از عكسها و فیلمهایی كه از چیزهای مختلف گرفتیم رو روی سایت بگذاریم. البته هنوز آرزو جون خبر نداره اما مطمئنم از خواب كه بیدار بشه خوشحل میشه.در زیر سری اول عكسهامون رو با توضیحات اون قرار میدم.
نكته 1 : برای دیدن عكسها در سایز بزرگ و اصلی می بایست روی هركدام از عكسها كلیك راست كرده و گزینه Properties را كلیك كرده و در مقابل Adress Url آدرس عكس رو كپی و در مرورگرتون Past كنید و اینتر رو بزنید.
نکته 2 : درصورت اینکه عکسی در وب مشاهده نشد رو آن رفته و کلیک راست نموده و گزینه Show Picture را کلیک کرده.
نکته 3 : تمام عکسها به غیر یکی از اونها در ادامه مطلب می باشد . ضمنا لیست عکسهایی که در ادامه مطلب است رو در زیر خواهید دید.
- عهدنامه شب خواستگاری
- تصاویری از ماشینمون در تصادفی كه گفتم توی طرقبه داشتیم
- حلقه های تقلبی روز عقد كه گفتم
- لب تاپ ایسرمون
- حلقه های اصلی كه خریدیم
- كارت مراسم عقدمون
- گل شب خواستگاری :

