مشاوره با شكرانه و سحر جون - آقا یاسین و محمدرضا استقلالی
آرزو : 23 تیر 1388 :
سلام می كنم به تموم دوستای عزیزمون. از اینكه با یك روز تاخیر در خدمتتون هستم عذرخواهی می كنم. چندتا ازدوستان یه سری مشاوره خواسته ودن كه من هم سوال و هم جوابشون رو اینجا می نویسیم تا دیگران نیز استفاده كنند. برای چندمین بار میگم اولا كسی با یه نام ساده شما رو نمی شناسه و ثانیا اینكه اگه ما سوال و جواب رو باهم می زنیم می خوایم به كسانی كه این مشكلات رو دارن به نوعی كمك كرده باشیم .
در رابطه با خانم شكرانه كه سوالشون به شكل زیر بود باید بگم كه :
هشت ماه پیش عقد کردم.همسرم رو دوست دارم .... ( بنا به تقاضای ایشون سوالشون رو برداشتم)
در جواب شكرانه عزیزم باید بگم من در این مورد با همسرم هم صحبت كردم و نتیجه ای كه حاصل شد با توجه به اینكه امیدجون با چنین افرادی دوست بوده و حتی طرف یكی از دوستان صمیمیشون بوده باید بگم ایشون و خانواده ایشون یك تیپ از انسان ها هستن كه بالاخره دارای روحیاتی به این شكل هستن و شما هیچ وقت نمی تونید ایشون رو عوض كنید چون از لحاظ ژنتیك به این صورت هستن . اما اینو بدونید اگر همسرتون به شما علاقه منده مطمئن باشید همیشه در كنار شما خواهد بود و اینو باید حتما حتما حتما در ذهن خودتون به عنوان یك مورد اساسی قرار بدید كه همسر من كسیه كه عاشقمه واما اگر تا حدودی سرده اینو باید بدونم كه خانواده اون هم به این شكله وبلاخره اون هم یه تیپ شخصیتی كه مطمئنن عشقش برام خیلی متفاوت و عمیقه ....موفق باشی دوست من .
در ارتباط با سوال آقا یاسین باید بگم ایشون پرسیده بودن آیا مشاوره برای طلاق افراد مجرد دارید ؟؟؟ كه من فكر می كنم منظور ایشون كه به حالت طنز بیان مرده بودن در خصوص جدا شدن یه دوست پسر از دوست دخترشونه كه خودشون جای بحث زیادی و اگه واقعا منظور اینه بگن كه من بتونم به طور كامل راهنماییتون كنم . باتشكر
در جواب آقای احمدرضا خان استقلالی باید بگم كه سوالتون به شكل زیر بود :
آیا به نظر شما دوستی قبل از ازدواج خوب و مناسب است یا نه ؟
در جواب باید بگم كه یكی از دوستان به نام باران ازمن در این خصوص سوال كرده بودن كه من جواب ایشون رو در این لینك داده بودم و ازتون می خوام به اونجا برید و انتهای پست رو بخونید . البته من اون رو برای ایشون كه یك دختر هستن گفتم و شما می تونید با مطالعه اون شرایط رو نسبت به خودتون با توجه به اینكه یك مرد هستید بخونید .
سحر عزیزم سوالی رو مطرح كرده بودن و گفته بودن می ترسم شوهرم این مطلب رو ببین و از اینرو به صورت خصوصی فرستادم اونو . دوست گلم مطمئن باش توی این دنیای اینترنت كسی شما رو بایك نام نمی شناسه و اگه سوالتون و جوابتون در صفحه اصلی می ذارم به این دلیله كه دیگران شاید مشكلات مشابه شما دارن و می خوام اونها هم استفاده كنن . سوالتون این بود كه :
میخواستم بگم من 7 ماه قبل با ی پسر اشنا شدم بعد از سه ماه متوجه شدم قبلا ی عشق دیگه داشته خودش بهم گفت.ولی اون دختر 2 سال و نیم قبل از اشنایی مال ازدواج میکنه و اون تنها میشه.حالا میدونم که اون منو دوست داره بارها امتحانش کردم اما به دلیل شکست عشقی که قبلا خورده نمیتونه زیادابراز محبت کنه به من.ما در شرف ازدواج هستیم به نظر شما اون میتونه کاملا عشق قبلیشو فراموش کنه و منو جایگزین کنه.من هم به اون علاقه دازم و دوست دارم کمکش کنم ولی یک اخلاقی که دارم اینه که تا محبت نبینم نمیتونم محبت کنم.خواهش میکنم راهنماییم کنید.میخوام جواب سوالمو آقا امید بدن چون اونا خودشون مردن و به روحیات و اخلاقیات همجنس خودشون و نیازهاش بهتر آگاهند.ببخشین که خصوصی ارسال کردم.آخه ممکن بود نامزدم ببینه.منتظر جوابتون هستم.
درجواب سحر گلم باید بگم كه در این خصوص همونطور كه خواسته بودی با امید جون مشورت كردم و این مطالب رو از زبون ایشون می گم كه : اولا هركسی توی این دنیا اشتباهاتی می كنه و انسان جایز الخطا هست . اون موقع ایشون شاید كسی رو دوست داشتن كه فكر می كردن شخص ایده آلشونه اما یا به دلیل اینكه دوستشون نداشتن ویا اینكه اون دختر تنهاشون گذاشته و ازدواج كرده به هرصورت به طرف دست پیدا نكرده اما در ارتباط با ایجار عشق جدیدشون كه شما هستید من باید اینطوری بهتون بگم اولا كه از صداقت شوهرتون در گام اول به عنوان بزرگترین ویژگیشون بگم كه اومدن و به صراحت كامل واستون تعریف كردن و اینو بدونید كه همین كار یعنی اینكه ایشون گذشتشون رو در حال فراموش كردنه و در پی ایجار یك زندگی جدیده و مطمئن باشید با توجه به این مورد ایشون واقعا به شما علاقه منده و ازتون می خوام در صورتی كه عاشقانه شما رو می خواد شما هم عاشقونه اون رو بخواید و اینقدر محبت كنید كه ایشون بتونن به خودشون بقبولونن كه بهتر با اون دختر نبودن و خدا شما رو بهشون هدیه كرده . متاسفانه شرایط جامعه ما به گونه ای شده كه من فكر می كنم از هر 100 نفر چه دختر و چه پسر بالغ بر 70 نفر در زندگی دچار شكست عاشقانه می شن . امیدوارم با ایشون خوشبخت باشید و پیروز
امروز فصد خون شدم
امید : 23 تیرماه 1388 :
چند مدتیه كه خونم غلظت زیادی داره و حتی رفتم خون بدم گفتن كه خونت انقدر غلظت داره كه اگه به هر كی انتقالش بدن همون موقع چپه میشه.خلاصه اینكه دیروز از دكتر برگ فصد خون گرفتم و رفتم خونمو فصد كردن یعنی یك واحد خون دادم و اونو دور ریختن .
فكر می كنم حالم بهتره .
هرشب آنلاین در خدمت شما دوستان
امید: 22 تیر 1388 :
سلام می كنم خدمت تموم دوستان و همراهان ما . من و آرزو یه تصمیم توپ گرفتیم و اون هم اینكه برای اینكه تموم دوستان كه به نوعی به مشاوره نیاز دارن بتونن راحت وخیلی وسیع تر مشكلات خودشون رو بیان كنن می تونن از امشب به صورت آزمایشی به مدت یكماه هر شب یا از ساعت 11 تا 12 یا 12 تا 1 شب آنلاین می تونید با آرزوی عزیزم با یاهو مسنجر آنلاین چت كنید . یعنی اگه ایشون ساعت 11 تا 12 نبودن می تونید 12 تا 1 بیاید كه حتما هستن . هدف از این پروژه آرزو جون كمك و همیاری به تموم دوستان با توجه به تجارب و تحصیلاتشونه . امیدوارم تموم دوستان بیان و استفاده كنن.
راستی جواب دوستانی كه مشاوره خواسته بودن توسط آرزوی عزیزم امشب واستون روی سایت نوشته میشه.موفق و پیروز باشید.
Yahoo Id : Ez871007
یه فكر بكر
آرزو : 22 تیر 1388 :
اول گفتم این پست رو خیلی ضایس اگه بزنیم توی سرفصل موضوع پس انداز اما دیدیم خدایی پس اندازها خالیه و گفتم حتما باید یه حالی هم به این موضوعمون بدیم. امروز صبح توی محل كارم بودم و داشتم كیفمو جمع می كردم و كلی پول خرده دیدم و پیش خودم گفتم چرا از این پول های ریز استفاده درست نكنیم با امید . بعداز ظهر كه با امبد رفتیم بیرون توی ماشین بهش گفتم و اونم موافقت و استقبال كرد از این پیشنهادم كه منبعد یه قلك بزرگ داشته باشیم تا پول های ریزی كه دورو برمونه رو توی اون بندازیم و بعد از مثلا 2 سال دیگه یا در واقع زمانی كه دیگه پول ( اسكناس ) توش جا نشد اونو بشكنیم . شاید بچگونه باشه این فكر اما به نظر من می تونه بعد از شكستن قلك یه پولی كه روش فكر و حساب نشده حتی اگه ناچیز باشه ( حداقل 100000 تومان ) به همراه داشته باشه . فكر خوبیه و به درد همه حتی مجردها هم می خوره.راستی امشب هم افتتاحش كردیم و تقریبا یه 3000 تومانی داخلش پول ریخته شد 
تداعی یك خاطره در یاد من
امید : 22 تیر 1388 :
دیشب یاد یه موردی افتادم كه واسم خیلی جالب بود و می خواستم زودتر اونو بنویسم كه وقت نشد . روزی كه رفته بودیم تا در محضر حاضر شیم و عقدنامه رو امضا كنیم پدر آرزو من رو صدا كرد و باهم بیرون از محضر رفتیم و گفت امید جان می خوام 2 تا قول مردونه بهم بدی و واقعا بهش عمل كنی. گفتم در خدمتم حاجاقا. گفت یكی اینكه ازت می خوام هیچ وقت به آرزو فحش پدر ندی چون واقعا حساسه ( آرزو باتوجه به اینكه با پدر عین 2 تا دوست هستن خیلی رو هم غیرت دارن و... ) و دوم اینكه ازت می خوام هیچ وقت دست روش بلند نكنی . این 2 مورد رو تا آخر عمرت ازت می خوام و می خوام بین خودمون بمونه . البته آرزو با توجه به حس كنجكاویش اونشب از زبون من كش رفت این قضیه رو و دیگه بین خودمون موند و خدای خودمون و حاج آقا بابای آرزو جان.
الان هم آرزو در كنارمه و می خوام بهش بگم به خدا قلب امید با آرزو می تپه و عشقش فقط یكییه واونم آرزوی نازمه كه قلبا دوستش دارم . آرزو هیچ وقت از دستم ناراحت نشو .اگه بدم تو تحمل كن و خودمو درست می كنم و ..... خدایا شكر به خاطر همسر مهربون و تمام و كمالی كه بهم عطا كردی ......... شكر . شكر ........شكر
با شما
امید : 21 تیر 1388 :
اومدم یه سری بزنم و نظرات رو خوندم و به 2 تا از نظرات برخورد كردم و گفتم به عنوان تقدیر و تشكر اون رو در وبمون كپی كنم كه مطمئنا هم به درد من و آرزو هم به درد شما دوستان می خوره . با تشكر از شمیم و شیوا
شمیم :
سلام وبتو خوندم این خیلی خوبه که کمک جون ها میکنی اما من از زندگی مشترکم این درس رو گرفتم که تنها کسی که میتونه بهترین کمک را به ادم کنه خودمم و بس....اوایل با همسرم مشکلات فراوان داشتیم اما به لطف خدا و با صبر و درایت همه را کنار گذاشتیم و الان 2 ساله که عاشقانه زندگی میکنیم ...برات ارزوی خوشبختی دارم شاد باشی و پایدار
شیوا :
من بعد از دو سال و نیم ازدواج فهمیدم که مهمترین دلیل دعوا ها چیزی به اسم ( سوء تفاهمه). پس همیشه سعی کنیم ، قبل از قضاوت کردن در مورد رفتار همسرمون ، خوب فکر کنیم و بعد در موردش باهاش صحبت کنیم. قضاوت عجولانه در مورد رفتار همسر = دعوا و جرو بحث و دلگیر شدن

