شنبه 27 تیر 1388

فردا عازم سفریم

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،

امید : 27 تیرماه 1388 :

دیشب جای همه خالی با آرزوی عزیزم به حرم اما رضا رفتیم و تقریبا یه 1 ساعتی اونطرفا بودیم . قبل از زیارت اول رفتیم یه سری سوغات واسه کرمونشاهیا خریدیم. قبل از اینکه به خونه برسیم ناپرهیزی کردیم و یه ساندویچ سرد خوردم که از امروز صبح داغونم کرده اما الان بهترم . فردا هم انشاالله عازم کرمونشاهیم به مدت 1 هفته . لب تاب رو می بریم اما بازم ممکنه شرایطی پیش بیا و نتونیم پست بدیم اما حداقلش اینه که توی لب تابمون مثل مکه ومدینه همه چیز رو می نویسیم و بعد از اینکه برگشتیم  به وبمون پست می کنیم. البته بازم می گم مطمئنم اونجا شرایط برای ارسال پست هامون در پایان هر روز وجود داره. پس از حداکثر تا یک هفته خداحافظ .


شنبه 27 تیر 1388

مشاوره با مریم عزیز

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :مشاوره ،

آرزو : 27 تیر 1388 :

سلام می كنم به مریم عزیزم . سوالی رو به صورت خصوصی ارسال كردید و گفته بودید چون زشته اون رو خصوصی ارسال كردید . من هم به همون دلیلی كه گفتید سوالتون رو در وبمون مطرح نمی كنم . فقط می خوام بگم شما در این ارتباط و مشكلی كه واستون پیش اومده من نمی تونم راهنماییتون كنم ولی سایت ایران سلامت رو بهتون معرفی می كنم چون اونجا همه نوع سوالی همچنین مسائل جنسی رو جواب مبده توسط دكترهای متخصص سایت . ادرسشو در زیر می بینی و البته به نظر من شما می تونی به یه دكتر مرتبط هم بری . موفق باشی دوست عزیزم    

سایت ایران سلامت


جمعه 26 تیر 1388

آنگاه بیشتر همدیگر را دوست خواهیم داشت

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،

امید : 26 تیر 1388 :

دیروز مطلبی در یكی از وبلاگها دیدم كه از گاندی بیان شده بود و به نظرم خیلی جالب بود و گفتم در وبمون قرار بدم :

به یاد داشته باش که: من می‌توانم خوب باشم، من می‌توانم بد باشم، من

 می‌توانم خائن باشم یا وفادار، من می‌توانم فرشته‌خو باشم یا

 شیطان‌صفت، من می‌توانم تو را دوست داشته باشم، من می‌توانم از تو

 متنفر باشم، من می‌توانم پاسخت را بدهم، من می‌توانم سکوت کنم، من

 می‌توانم نادان باشم، من می‌توانم دانا باشم، چرا که من یک انسانم، و

 اینها صفات انسانى است.

به یاد داشته باش، من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى و تو هم.

 به یاد داشته باش ،من اینجا نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى و تو هم.

به یاد داشته باش، منى که من از خود ساخته‌ام آمال من است و تو هم.

 به یاد داشته باش، تویى که تو از من می‌سازى آرزوهایت و یا

 کمبودهایت هستند.

به یاد داشته باش، من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى و تو هم.

 به یاد داشته باش، می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه ولى

 نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى و تو هم.

به یاد داشته باش که تو می‌توانى دوستم داشته باشى همین‌گونه که هستم و من هم.

 به یاد داشته باش که تو می‌توانی از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم.

 به یاد داشته باش که ما هر دو انسانیم.

 و به یاد داشته باش که این جهان مملو از انسان‌هاست، پس این جهان

 می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.

به یاد داشته باش، تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و من هم.

 به یاد داشته باش، تو نمی‌توانى حکمى برایم صادر کنى و من هم.

 به یاد داشته باش، قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى

 خداوندگار است.

آنگاه بیشتر همدیگر را دوست خواهیم داشت .


جمعه 26 تیر 1388

مشاوره با دخترك گلم

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :مشاوره ،

آرزو : 25 تیر 1388 :

در رابطه با سوال خانمی با نام مستعار دخترك باید بگم كه ایشون مطرح كرده بودن كه نسبت به استادشون علاقه مند شده بودن و می خوان بدونن چطوری باید با ایشون ارتباط برقرار تا منجر به ازدواج بشه ؟

در جواب باید بگم دخترك گلم ببین جامعه ما مثل جوامع اروپایی و غربی نیست كه شما خیلی راحت بری و به یه پسر چه برسه به استادت ابراز علاقه كنی . اگرهم اینكارو بكنی متاسفانه به نوعی با چشم بد به شما نگاه می كنن. شما سعی كن اولا برو در بیار كه ایشون حتما مجرده یا نه ؟ اگه مجرد بود سعی كن متانت خودت رو حفظ كن و اگه قسمت باشه هیچ نیازی در این مسائل ( ازدواج ) به حركت خودت نیست و خدا خودش جور می كنه . پس درستو بخون و متانت و سنگینیت رو حفظ كن و در كلاس همیشه بهترین باش و اگه صلاح باشه همه چیز جور میشه . موفق باشی عزیزم


پنجشنبه 25 تیر 1388

روز تولد و روز مریضی

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،

امید : 25 تیر 1388 :

 

دیروز آرزوی عزیزم زحمت كشید و منو بیرون برد چون روز تولدم بود . البته قرار بود با خونواده آرزو بریم اما ..... خلاصه اینكه باهم بیرون رفتیم و به رستوران راستگو رفتیم و 2 دست چلو گوشت و لقمه گرفتیمو رفتیم توی پارك ملت . خلاصه شامو زدیم و در برگشت واسه خونه هم یه كیك خریدیم. مادر آرزو وقتی رسیدیم خونه زحمت كشید و به من یه ربع سكه دادن. واقعا لطف كرد. برادر خانومم هم یعنی حامد یه شلوار لی ورساج بهم هدیه داد.

راستی بلیط هواپیما هم دیروز واسه یكشنبه گرفتیم. انشاالله 1شنبه به مدت 1 هفته میریم كرمونشاه.. از دیشب متاسفانه دل پیچه بدی گرفتم و عذر می خوام شكمم .... حتی امروز دكتر رفتم و بهم سرم زدن و یه آمپول . هنوز حالم بده . خدا كنه تا یكشنبه خوب خوب بشم .

راستی رضوان خانوم پرسیده بودن كه آرزو مشهدیه و پیش مادر و خانوادشه ؟ كه در جواب باید بگم آره .


سه شنبه 23 تیر 1388

امید گلم تولدت مبارك

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،

آرزو :24 تیر 1388 :

اول از همه تولد امید گلم رو تبریك میگم و واسش آرزوی سلامتی میكنم و امیدوارم تا اخرین نفسم كنارش باشم.البته از بس عجوله هدییشو كه در پست های قبل گفته گرفته از من اما فردا شب مامان و بابا و 2 تا داداشامو دعوت كردم طرقبه كه  یه تولد كوچولویی بگیریم میخواستم واسش خونه تولد بگیرم گفت من از این كارا خوشم نمیاد واسه همین یه مهمونی كوچیك در طرقبه رو ترجیح دادم.راستی امروزم یه 420000 تومان از محل كارمون طلب داشتیم گرفتیم كه واقعا این ماه هم دیر گذشت هم به بی پولی خوردیم البته زیاده روی كردیم خیلی ماهه بدی بود از لحاظ مالی آخه واسه روز پدر و مردو تولد امید و.......كلی ولخرجی كردیم.از بعد ازظهرم با مامان رفتم بیرون ولی امید خونه بود طفلی خونه رو كرده بود دسته گل مثل خودش.

ضمن اینكه 2شنبه هم ظاهرا پرواز ایجور كه امید میگه پرواز داریم به دیارش به قول خودش انشاا...


تعداد کل صفحات: 9 1 2 3 4 5 6 7 ...