اخراج نشدم + شروع امتحاناتم
امید : ۲۹ دیماه ۱۳۸۸ :
دیروز به دانشگاه رفتم و واقعا می ترسیدم چون با توجه به اینکه ترم اول رو حذف کرده بودم و این ترم هم به کلاسها نرفته بودم گفتم ۱۰۰ درصد اخراجم . خلاصه با کارشناس گروهم صحبت کردم و پس کلی وقفه به من جواب داد که شما کاردانی به کارشناسی ها می تونید ۲ ترم مشروط شید و بنابراین هیچ مشکلی نیست . هورا واقعا خوشحالم چون دیگه حوصله کنکور رو نداشتم
بعدش هم برنامه امتحانیم رو گرفتم و تنمها درس متون حذف نشده بودم و جمعه اولین امتحان منه . در واقع میشه گفت آخرین امتحانمه چون همین یک درس رو مجوز امتحان دادن دارم. انتخاب واحد هم در اواسط بهمن هستش . امیدوارم که نتیجه بگیرم و و احدهای خوبی بردارم . انشاالله .
بازم من
آرزو :26 دی ماه 1388 :
تقریبا 10 روزی میشه که نیومدم بالا یعنی خونمون.خداییش خیلی با حاله اما به خاطر شرایطم فعلا پائین پیش مامان اینام.الانم دارم با سیستم جدیدمون که امید ارتقا داده کار میکنم خیلی کیبورد باحالی داره و فقط حال میده تایپ کنی.راستی امشبم با امید خان رفتیم بیرون و حلقم یه نگینش افتاده بود رفتیم دادیم تا واسم درست کنن گفت 2 روز دیگه ببریدش.یاد پارسال افتادم که با امید و مامانشو مامان من مثل همین روزا بود که میرفتیم خرید خیلی زود گذشت زودتر از اون چیزی که فکرشو بکنم.راستی امروز نی نی کوچولومم 73 روزشه و تازه رفتم تو 11 هفته
موسیقی سایت : خدا رو دوست دارم
امید : 25 دیماه 1388 :
امشب یه آهنگ با معنی و باحال رو توی سایت قرار دادم . رضا صادقی آهنگ " خدا رو دوست دارم " . البته واقعا مسرانه دوست داشتم آهنگ " ممنونم " رو در سایت بگذارم اما بین این دو تا اولی رو انتخاب کردم و این آهنگ رو به همسر گلم آرزوی خوبم یار همیشگی خودم و عشق و درونم تقدیم می کنم ولی می خوام متن هر دو موزیک رو در اینجا قرار بدم :
"خدا رو دوست دارم "
خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام
خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام
خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت
خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت
خدا رو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم
خدا رو می خوام نه واسه روزای تلخ آخرم
خدا رو می خوام نه واسه سکه و سکوی و مقام
خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه داره برام
خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشقارو خیلی دوست داره
خدا رو دوست دارم چون عاشق و تنها نمی زاره
خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشقارو خیلی دوست داره
خدا رو دوست دارم چون عاشق و تنها نمی زاره
خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه
خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند می زنه
خدا رو دوست دارم واسه اینکه من و تو با همیم
خدا رو دوست دارم که می دونه ما عاشق همیم
"ممنوم "
بده دستاتو به من تا باورم شه پیشمی
می دونم خوب می دونی، تو تار و پود و ریشمی
تو كه از دنیا گذشتی واسه یك خنده ی من
چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن
تو خیالمم نبود دوباره عاشقی كنم
ممنونم اجازه دادی با تو زندگی كنم
نمی دونم چی بگم كه باورت شه جونمی
توی این كابوس درد، رویای مهربونمی
می دونی با تو، پرم از شعر و ستاره
می دونی بی تو، لحظه حرمتی نداره
می دونی در تو، این خدا بوده
كه تونسته گل عشقو بكاره
می دونی با تو، پرم از شعر و ستاره
می دونی بی تو، لحظه حرمتی نداره
می دونی در تو، این خدا بوده
كه تونسته گل عشقو بكاره
وقتی حتی پیشمی، دلم برات تنگ می شه باز
عشق تو، تو لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز
به جون خودت كه بی تو از نفس هم سیر می شم
نمی دونم چی می شه بدجوری گوشه گیر می شم
ممنونم كه بچه بازی هامو طاقت می كنی
هر چقدر بد می شم اما تو نجابت می كنی
هر كجای دنیا باشم با منی و در منی
نگران حال و روزم بیشتر از خود منی
می دونی با تو، پرم از شعر و ستاره
می دونی بی تو، لحظه حرمتی نداره
می دونی در تو، این خدا بوده
كه تونسته گل عشقو بكاره
می دونی با تو، پرم از شعر و ستاره
می دونی بی تو، لحظه حرمتی نداره
می دونی در تو، این خدا بوده
كه تونسته گل عشقو بكاره
می دونی با تو
می دونی بی تو
می دونی در تو
می دونی با تو
می دونی بی تو
می دونی در تو
می دونی با تو
من دانشجوی نمونه هستم
امید : 25 دیماه 1388 :
دیروز واسه کار اداره به دارایی رفتم و از اونور گفتم یه سری به دانشگاه بزنم . به قسمت آموزش رفتم و گفتم من اصلا این ترم سر کلاسها نیومدم و الانم اومدم کارت ورود به جلسه رو بگیرم . البته قبلا طی ایمیل سوال کرده بودم که می خوام حذف کنم و به دلیل حذف ترم اول ، ریئس دانشگاه اجازه حذف به من ندادن . خلاصه فقط یکی از درسها رو اجازه امتحان داشتم و منو حذف نکرده بود . بازم دمش گرم . خلاصه کارت ورود به جلسه رو گرفتم و شماره یکی از بچه های کلاس رو از آموزش با خواهش تمنا گرفتم و امروز طی قرار قبلی جزوه ها رو گرفتم از ایشون و انشاالله 2 بهمن امتحان دارم. قول مردونه دادم دیگه درسامو بخونم . راستی 18 و 19 بهمن هم انتخاب واحد ترم بعدیه . خب اینم از درس خوندن ما . واقعا دانشجوی نمونه هستم نه ؟؟؟؟
تشکر از شما رفیق مهربون
امید : 22 دی 1388 :
یکی از دوستانمون به نام مستعار " ننننننن" یک پیغام خصوصی برای ما فرستادن که من اولا از ایشون تشکر می کنم وبعدش هم صحبتشون و در نهایت جواب به حرفهای ایشون رو خواهم داد :
ببین رفیق وبلاگ جالبی دارید ولی سعی کنید کمتر از مسائل مالی حرف بزنید. من از این اقدام شما خوشم نمیاد. میتونید مطالبی بگذارید که آموزنده باشه و از مسائل مالی توش استفاده نشه. آقای امید خان شما یک مرد هستید ولی مثل زنها همش در حال به رخ کشیدن مال خودتان هستید و این برای یک مرد اصلا خوب نیست. من چون دوستتون دارم انتقاد میکنم اون هم بصورت خصوصی. ÷س خودتون رو اصلاح کنید. موفق و خوشبخت باشید. یا علی ع
درجواب این دوست گلم باید بگم اولا ممنون از پیغامت که ما رو قابل دونستی . ببین عزیز جون من و آرزو از بدو ازدواجمون تصمیم گرفتیم کلیه مسایل مختلف اعم از شادی ها و و نا راحتی ها و غیرمون همچنین خریدها و قیمت اونها رو در وبمون ثبت کنیم و واقعا هدفمون خداشاهده صرفا به خاطر اینه که در آینده قیمتهای این زمان رو داشته باشیم و اگه مثلا من می گم فلان چیز رو با آرزو خریدیم فلان قیمت واقعا بحث کلاس یا به رخ کشیدن نداریم و این می تونه به نوعی یک اطلاع رسانی از لحاظ هزینه ها به دوستان هم باشه که ما روی این موردش اصلا فکر نکردیم و هدفی هم نداریم رو این مورد . اما بازهم ازتون تشکر می کنم و حرفتون رو روی چشمام قبول می کنم و سعی می کنیم از این به بعد تا حدودی اعلام هزینه های رو در برخی از موارد که نیازی نداره و به غیر خرج های سفرهامون و برخی خرج های خریدهای زندگی چیزی در وب در این رابطه ثبت نکنیم .ممنون از لطفت عزیز
بالاخره حس پست دادن پیدا کردم
آرزو :۲۰ دی ۱۳۸۸ :
خیلی وقته که پست ندادم یعنی حال نداشتم و حس پست دادن نبوده و امید گلم زحمت میکشیده مثل همیشه گزارش کامل رو میداده.دیروز ۳ تا از دوستای دوران دانشگاه و دبیرستان اومدن خونمون از ساعت ۶ بعدازظهر تا ۱۰ شب اونجا بودن خیلی خوب بود و خوش گذشت دیگه منم ساعتای ۴:۳۰ بود که با امید رفتیم بالا و امید گلم کلی زحمت کشیدو کمکم کرد که اگه امید نبود تموم کارام می موند واقعا ازش ممنونم که نمونه بارز یه همسر خوبه.راستی بعد از یه هفته استراحت شنبه رفتم سر کار که واقعا واسم سخت بود و واقعا خسته کننده این روزا اصلا نمیتونم درست و حسابی کار کنم واقعا زود خسته میشم ساعت ۲ هم که برمیگردم انگاری ۲ تا کوه کندم یعنی اینقدر خسته ام هلاک میفتم تا بعدازظهر.امید هم الان رفته خونمون البته رفته کیبورد خریده.قاب کیسو رو عوض کرده و یه LCD سامسونگ خریده.منم طبق معمول پیش مامان هستمو پایین
راستی کوچولو نازمم امروز ۶۷ روزه است.فداش شم که هنوز ندیدمش قد یه دنیا دوسش دارم البته امید نازمو بیشتر از هم دوست دارم.

