سفر نوروزی دبی و هزاران ....... روز چهارم
ادامه سفر نامه دبی
روز چهارم - یکشنبه 16 فروردین 1388 :
قرار بود امروز ساعت 10 صبح به ایران برگردیم اما خدا رو شکر یه 2 روزی دیگه توی دبی هستیم . امروز بعد از صبحانه به بازار ابوهیل رفتیم ، جایی که محل فروش لباس های عربی بود . آرزو خیلی مشتاق بود یک لباس عربی خوشگل بخره و خدارو شکر به نتیجه رسید. اولین مغازه ای که رسیدیم یه لباس عربی به قیمت 162000 تومان خرید. واقعا خوشگل بود و از اون جذاب تر اینکه توی تن آرزو قشنگتر خودشو نشون می داد. بعد از اونجا هم به امارات مول یا همون پیست اسکی دبی رفتیم. واقعا جذاب و زیبا بود. ابتدا پس تهیه بلیط که تقریبا دوتامون 190 درهم واسمون نشست ، یه کمد گرفتیم و لباسامونو توی اون گذاشتیم و لباسهای مخصوص اسکی رو که از اونجا گرفته بودیم رو برتن کردیم . وارد پیست شدیم واقعا سرد و یخبندون بود. واقعا زیبا و قشنگ بود . سیستم های سرما ساز اونجا ، اون رو به محلی واقعا استثنایی و متمایز با سایر جاهای تفریحی دبی نشون می داد.خلاصه یه تقریبا 2 اونجا بودیم و کلی عکس وفیلم گرفتیم و همچنین سوار تله کابین اون هم شدیم.مجسمه هایی که از یخ ساخته شده بود واقعا نگاه ها رو به خودش جلب می کرد. همونجا توی رستوران یخیش دو تا شکلات داغ خوردیم واونجا واقعا می چسبید.بعد از اونجا و پس از گذر از اتوبان شیخ زاید ، به پارک ساحلی آزاد جمیرا که یکی از معروفترین پارکهاست و در نزدیکی های برج العرب هستش رفتیم. واقعا قشنگ بود . همه خانومها و آقایون در کنار هم به شنا کردن مشغول ، البته بعضی ها با هم فوتبال ساحلی و بعضی ها هم والیبال و اکثرا هم در حال گرفتن حموم آفتاب بودن. من هم اونجا شنا کردم و آرزو رو با مانتوی تنش تا نصفه های بدنش توی آب بردم.پالم ایسلند و برج العرب هم از اون دور مشخص بود . به هتل برگتیم و یه 3 ساعتی خوابیدیم و شب هم به بیرون رفتیم . شام رو در شاندویچی مک دونالد صرف کردیم و بعدش هم یه قلیون انگور هم در یکی از کافه های ایرانی گذروندیم . تقریبا ساعت 12 شب بود که به هتل برگشتیم.
