جمعه 21 فروردین 1388

سفر نوروزی دبی و هزاران ....... روز دوم

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :سفرهامون ،

ادامه سفر نامه دبی

 روز دوم - جمعه 14 فروردین 1388 :

بعد از خوردن صبحانه با ماشین خود هتل به پارک ساحلی الممزر رفتیم. و تقریبا ساعت 9/30 اونجا بودیم و قرار بر این شد ساعت 12 درب پارک جهت بازگشت آماده شویم.توی پارک واقعا زیبا و قشنگ بود به لب ساحل رفتیم ابتداعا و چند عکسی در اونجا گرفتیم.یه دور دیگه زدیم و در این بین دیم آرزو جون خسته شده و بهش گفتم بریم نزدیکای درب ورودی پارک که واقعا پارک بزرگی بود و به سختی می شد تا انتهاش راهپیمایی کرد ، تا یه دوچرخه کرایه کنیم. نزدیکای اونجا به آرزو گفتم بنشین تا برمو برگردم . خلاصه بعد از 10 دقیقه با یه چهارچرخه ای که سایه بان داشت و تا 4 نفر هم گنجایش مسافر داشت با کرایه 70 درهم و بیعانه 100 درهم برگشتم و با آرزوی گلم به سمت گردش و سیاحت کل پارک ادامه دادیم.یک سری عکس با دانش آموزهای چینی و یک خانواده هندی و ... انداختیم. نکته جالب اینکه نزد چینی ها که رفته بودیم علاوه بر اینکه تقریبا 25 دختزی که با هم بودند جدا و 3 پسر که همراه اونها بودن هم جدا نشسته بودند ،چند تا از دخترها با حجاب اسلامی و حتی یکیشون با پوشیه سر سفره نشسته بودند. واقعا واسمون جالب بود و خوشحال کننده از بابت ....بعد از اینکه 4 چرخه را کرایه کردیم به قسمت ساحل پارک نیز رفتیم و من هم با هماهنگی با آرزوی عزیزم به داخل آب رفتم و چند دقیقه ای را شنا کردم.در این بین خیلی ها به من می خندیدند چون بدن من پرمو بود و برای همه مخصوصا جنوب شرقی ها جالب بود. سپس کم کم 4 چرخه را به صاحب آن بازگرداندیم و بیعانه خود را دریافت کرده و جلوی پارک الممزر منتظر ماشین هتل شدیم. ضمن اینکه در اون پارک یه محلی واسه تفریح بچه های کوچک وجود داشت و ما هم بی اطلاع به اونجا ذفتیم . به یارو 5 درهم دادم و گفت این 8 تا توپ رو داخل حلقه بنداز ومن و آرزو با اینکه از خنده غش کرده بودیم  اما به کار خودم ادامه دادم و در نهایت یارو گفت تموم خوش اومدید . ما فکر کردیم الان یکی از اون عروسکهایی که توی دکوریشه از بابت اینکه همه توپ ها رو داخل حلقه انداختم ،بهمون می ده اما مردیکه گفت خوش اومدین ؟؟؟؟؟ دیوانه خل ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!! بعد از اینمکه ساعت 13 به هتل برگشتیم و بعد از خوردن نهار یه دوری زدیم و یه سری خردی های کوچیک و بعد از اون به خونه برگشتیم و خودمو رو واسه تور دبی گردی که نفری 150 درهم روز گذشته به لیدزمون داده بودیم آماده کردیم.ساعت 16 بود که یارو زنگ زدو گفت بیاین پایین جهت حرکت به سمت تور سطح شهر دبی .در این تور من وارزو و 3 خانواده دیگر حضور داشتیم . ابتدا رانندمون که یه پسر ایرانی بود از دبی  و امارات و نحوه اداره و .... اون گفت و اینکه می گفت حاکم دبی شیخ محمد هستش و کلا امارات 7 تا شیخ داره که هرکدام حکومت شهر خودشو بر عهده دارن و شیخ ابوظبی علاوه بر حاکمیت ابوظبی رئیس جمهور امارت نیز می باشد وتنها در مسائل سیاسی می تواند به حکام شهرها دستور دهد و در مسائل دیگر خیر... واقعا جالبه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعد از توضیحات ابتدا به درب منزل حاکم دبی همون شیخ محمد رفتیم . در محوطه خارج از منزل او قریب به 100 طاووس بلکه بیشتر اونجا در حال رفت و آمد بودن . واقعا قشنگ و زیبا بودن و نکته قابل توجه اینکه طرف می گفت حق تقدم با اونهاست و در صورت تصادف با هر کدام از اونها علاوه بر توقیف گواهینامه ، طرف مجازات نیز خواهد شد. جلوتر رفتیم و درب منزل او را دیدیم بهتر است بگویم قصر او که دو سرباز نگهبانی می دادن.سر در قصر او 5 اسب بزرگ نقره ای وجود داشت و دلیل آن این بود که شیخ محمد حاکم دبی خود قرمان اسب سواری آسیا می باشد. نکته قابل توجه دیگر اینکه یارو رانندهه می گفت شیخ محمد راننده و بادیگارد نداره وحتی زمانی که ماشینی جلوی او می ایستد نه بوق می زند و نه چراغ ؟؟؟؟ اینم جالب بود نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!! بعداز دور شدن از اونجا به به سمت اوتوبان شیخ زاید رفتیم که یکی از 4 اتوبان برتر دنیاست. واقعا زیبا بود ، قریب به 100 برج بزرگ دنیا من جمله برج دوقلوی تجاری دبی و... غیره در اونجا سر به آسمان کشیده بودند . درانتهای اتوبان شیخ زاید محل نمایندگی تمام کمپانی های اتومبیل سازی دنیا از فراری بگیر تا مزدا ، تویوتا ، شورولت و............... به چشم می خورد. طرف می گفت این اتوبان عوارضی نداره وتنهایک دوربین که پلاک تموم ماشینها رو تا حداکثر 400 کیلومتر در ساعت می خونه وجود داره و بعد از خوندن پلاک هر ماشین ، 4 درهم عوارض به ماشین تعلق می ده !!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعا جالب بود . ضمنا بزرگترین برج دنیا که در دبی وجود داره رو هم دیدیم که یارو می گفت 181 طبقه داره و از 3 ماه پیش به دلیل رکورد اقتصادی ارتفاعش رو بلندتر نکردن و تنها مشغول تکمیل داخل اون هستن....بعد از اونجا به انتهای خیابان شیخ زاید رسیدیم و برج الرب در واقع هتل 7 ستاره العرب از آنجا نمایان بود . به مدینه الجمیرا رفتیم . به اونجا ونیز یزدی هم می گن. خیلی به ونیز ایتالیا شباهت دارد . یه دوری اونجا زدیم و بعد از دیدن و گرفتن چندین عکس یادگاری راهی پالم ایسلند یا بهتره بگم جزیره مصنوعی نخل شدیم. تقریبا 90 درصد اون تکمیل بود و واقعا جالب بود . آره یه جزیره به شکل نخل بر روی آب درست کرده بودند و روی هر شاخه نخل اون بیش از 1000 واحد به یک شکل جهت زندگی وجود داشت که البته طرف می گفت اکثرا هتل هستند. بعد  از گذر از پالم ایسلند به زیر گذری رسیدیم که من و آرزو هنوز از وجود آن در ناباوری به سر می بریم . این زیر گذر از زیر دریا می گذشت و بعد ما را به تنها هتل 9 ستاره دنیا یعنی آتلانتیس که 3 یا 4 ماهی هست که افتتاح شده می رسوند. هزینه یک شب اقامت در این هتل از شبی 700000 تا 24000000 تومان بود !!!!!!!! داخل هتل شدیم و از آکواریوم هتل دیدن کردیم . بیش از 6400 نوع ماهی از جمله کوسه و سفره ماهی های غول پیکر در کنار هم در بزرگترین آکواریوم دنیا وجود داشتند .... واقعا قشنگ بود . برای آرزو رویایی !!!!!!!بعد از هتل آتلانتیس به بازار بین المللی ابن بطوطه رفتیم. در این بازار که واقعا بزرگ و عظیم و وسیع بود و بر اساس سفر نامه ابن بطوطه و سفرهایش به 6 کشور جهان ساخته شده بود ، 6 بازار وجو داشت و هر کدام از بازار از معماری خاص همان کشور بهره می برد و این 6 کشور عبارت بودند از چین ، هند ، مصر ، ایران ، تونس و آندلس یا اسپانیا.  تموم نمایندگی های پوشاك ها و ... بزرگ دنیا در اونجا به چشم می خورد . واقعا بزرگ بود. ضمن اینكه یك هایپر ماركت بزرگ و وسیع هم در بازار تونس اون بود و ما از اونجا یه سری خرید ریز كردیم و اینكه شام هم در رستوران مكس یه غذای ایرانی رایگان خوردیم.بعد از بازار این بطوطه به امارات مول یك بازار بزرگ رفتیم كه در اونجا پیست اسكی دبی وجود داشت. پیستی كه 265 میلیون دلار هزینه ساختش بود. آره پیستس كه به محض ورود دمای اون 5 درجه زیر صفر بود. از اونجا فقط دیدن كردیم و با آرزو قرار گذاشتیم به زودی به اونجا بیایم و با آرزو به داخل پیست اسكی بریم. خلاصه یارو بعد از این توری دبی گردی ما رو به هتلمون رسوند و شب خوبی بود چون جاهای دیدنی دبی رو از نزدیك دیده بودیم.