سه شنبه 29 بهمن 1387
بالاخره دست پختشو خوردم
امید:29 بهمن 1387 :
دیروز آرزوی گلم واقعا منو سورپرایز كرد و نهار ( ماكارونی) و شام ( چلو كباب ) مهمون اون بودم ودر واقع برای اولین بار بود كه دست پخت اونو می خوردم ....فداش بشم خدا وكیلی معركه بود ..... عین مامانش ...فداش 
دیشب مامان آرزو حالش اصلا خوب نبود و بنده خدا تا 4 صبح بیدار بوده . من وآرزو هم امروز كلا با ایشون بودیم و به دكتر بردیمشون و خداروشكر ظاهرا مسئله ای نیست ... خداروشكر
عینكم هم امروز گرفتم .... ..... ...
الانم از دست آرزو ناراحتم چون ..... خودش بهتر می دونه
اما در هر صورت قربونش می رم و فداش در روز ملیونها بار......
