جمعه 28 اسفند 1388

شروع تعطیلات + تصادف جاده ای خواهرم

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،زندگی کاریمان ،

امید : 28 اسفند ۱۳۸۸ :

دیروز رو دیگه من به اداره نرفتم و آرزو هم ساعتهای 10 بود که از اداره برگشت . باور کنین اصلا حوصله اداره رو دیگه نداشتم چون حجم کارهام اینقدر بالا بود که نگو و نپرس .

راستی خواهرم سمیرا به همراه دامادمون و بچشون معصومه کوچولو ۳ روز پیش مشهد رو به قصد کرمانشاه ترک کردن که اول به شمال رفتن و بعد به سرعین اردبیل . ضمنا ماشینشون هم پرایده. متاسفانه امروز صبح موتور ماشینشون قفل می کنه و ماشین چند دور در برف وحشتناک اردیبل دور خودش می زنه و زمانی که می خوان از پرتگاه به پایین بیفتن به یه میل راهنمایی رانندگی برخورد می کنن و گیرشون میده . دیروز همون جا یه ریو به پایین دره رفته بوده و ۴ نفر دور از جونشون فوت شده بودن . الحمدالله به خیر گذشته و اونها امروز ظهر با کامیونی که اجاره کردن به سمت کرمونشاه در حرکت هستن . خب متاسفانه از لحاظ روحی داغونن و بدن سمیرا هم کبود کبوده. بازهم خدا رو شکر به خیر گذشت........