دوشنبه 25 آبان 1388

اولین مهمونی

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :ایام خاص ،

آرزو : 25 آبان 1388 :

نزدیک به 2 هفته است که از زندگی مشترک منو امید میگذره و دیروز واسه بار اول مهمون داشتیم مامان و بابا و امیر حسین.نهار خورشت خلال درست کردم جاتون خالی خوب شده بود بد نبود دیگه مامان اینا ساعت 4 بود که رفتن پایین منو امید هم تا 6 بعدازظهر خوابیدیم وقتی هم بیدار شدیم رفتیم خونه عمه اینا تا 10 شب شبم که اومدیم خونه با امید عزیزم که واقعا ازش ممنونم تموم خونه رو تمیز کردیم.خدا واقعا خیر امید رو بده که اگه کمکم نکنه واقعا کم میارم.امید ازم گله منده که چرا کمتر پست میدم به خدا وقت نمیکنم خودشم شاهده اگه نه من عاشق وبلاگمونم یعنی وقتی مرور میکنم علاقم به زندگی 100 برابر که هست بیشترم میشه.خلاصه از امید گلمم عذر میخوام و ازش میخوام اگه دیر به دیر پست میدم نذاره رو حساب بی توجهیم بذاره رو حساب مشغله وخستگی کارو اینجور حرفا که خودش داره می بینه.الانم محل کارم هستم 20 دقیقه دیگه میرم خونه.