یه فکر منطقی : یه 90 درصد و یه 10 درصد
امید : 21 مهرماه 1388 :
یه چند روزیه که بنا به دلایلی بین من و آرزو اختلافات کوچولویی پیبش اومده که من حق رو به خودم می دم و البته خب با توجه به اینکه عاشق زندگیمم و زندگیمو دوست دارم اومدمو یه مقوله ای رو ایجاد کردم به نام 90 و 10 که یه درصدم کنارشون می ذارم . آره من 90 درصد زندگیمو اختصاص به آرزوی عزیزم میدم و 10 درصد دیگه هم باتوجه به اینکه توی مشهد کسی رو جز همسرم ندارم و خونوادم کرمونشاه هستن و از همه مهمتر اینکه منم آدمی نیستم که بخوام مسادل زندگیمو حتی به مادرم هم بگم ، مشکلات و تموم حرف هایی رو که پیش میاد از جانب هرکسی مخصوصا خونواده همسر که تا الان من چیزی ندیدم مگر موارد انتظاری که اشتباه کردم انتظار داشتم ، همه رو توی اون 10 درصد میگذارم چون اگه روزی بخواد من مسادلی رو از از طریق خونواده آرزو ببینم ، نمیشه بیام به اون بگم چون با توجه به تعصب هر کسی نسبت به خونوادش میره توی کانال 10 درصد زندگیم و همونجا اون فکرهای ناراحت کننده رو از بین می برم. آرزو دوستت دارم و اینو بدون اگه این کارو کردم به واسطه اینه که نمیخوام ازت دور شم.....
آرزو ضمنا من هم به نوعی توی این چند روز مقصر بودم و البته ازت عذر خواهی می کنم و می گم اندازه تموم دنیا دوستت دارم ..... 
