دوشنبه 16 شهریور 1388

فکر اشتباه در مورد من

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،

امید : 16 شهریور 1388 :

نمی دونم از کجا شروع کنم اما به صورت خلاصه می گم که تقریبا 3 روز پیش بود که یکی از همکاران روزنامه .... رو دیدم و چون می دونستم چندین کشور آسیایی ، آفریقایی و .... رو رفته واسه ماه عسل ازش سوال کردم . چند دقیقه ای باهام صحبت کرد و در نهایت گفت من بهت توی این فصل تایلند یا مالزی رو پیشنهاد می کنم. خلاصه من هم پس از صحبت و هماهنگی با آرزو تصمیم گرفتیم در تور یک هفته ای تایلند که خونوادگی هستش و در اواخر مهرماه سال جاری برگزار میشه شرکت کنیم . خلاصه اینکه قرار بود فردا گذرامون رو ببریم بدیم طرف واسه ویزا و ادامه کارا .... در نهایت اینکه امروز اومدم خونه و قضیه رو به مادر خانوم گفتم . ایشون هم اولا گفت خیلی خوبه و گفت تا اون موقع جهاز رو کامل میکنه که بعد مسافرت به خونه خودمون بریم. بعدش گفت می خواین من و پدر خانوم هم بیایم ؟ که من گفتم آره حتما . اما نمی دونم چطوری گفتم که فکر می کنه من ناراحت شدم اینو گفتم!!!!!  جالبتر اینکه همون لحظه به پدر خانوم زنگ زده و اوکی رو گرفته و حتی من هم ارز ایشون اوکی گرفتم اما قبل افطار که از خواب بیدار شدیم گفت حقیقتا من احساس می کنم ( مادر خانوم گفت ) شما ناراحت شدی و ما نمیایم!!! گفت به حاجی هم گفته . قسم و قرآن که به قرآن اینطور نیست اما ظاهرا برداشت غلط داشتن . جالبتر از همه اینها این که قبل خواب ظهرمون آرزو اومدو گفت امید فکر می کنم تو از صمیم قلب خوشحال نشدی مامانینا هم می خوان بیان که من یه فصل دعوای مفصل باهاش کردم که چرا اشتباه از من برداشت شده ؟بگذریم الانم گفتم به مرگ آرزو اگه نیان ما هم نمی ریم ومی ذاریم یک هفته قبل اینکه بریم خونمون مثلا برج آذر یه ماه عسل معمولی میریم و این تو رو با شرایط ایده آلش رو نخواهیم رفت که حداقل بدونن من ناراحت نشدم.چی بگم به خدا. اما می دونم به قرآن من ناراحت مشدم و والله خوشحال شدم. بی خیال ببینیم چی میشه . هنوز پدر و مادر خانوم خونه نیومدن که صحبت کنیم در این مورد .

راستی آقا یوسف محبت کردن ما رو نصیخت کردن و گفته بودن اون تبلیغ لوگوی کنار سایت رو برداریم چون .... ومن از ایشون تشکر می کنم و به حرفشون گوش میدم و اون رو برداشتم.مرسی

یه چیز دیگه اینکه امروز با آرزو به یه اپتومتریست خوب رفتیم و معاینه پشم شدم . چشمام واقعا تار میدید و رفتیم و واسم شماره جدید داد . من 1 و 5/1 و آرزو 75/. و 5/. بود. این یارو مسخره قبلی که رفته بودیم اشتباه به من شماره داده بود . خب فعلا