سه شنبه 1 بهمن 1387

پر از ناراحتی ام

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،

امید : 1 بهمن 1387 :
خیلی اعصابم ریخته بهم . الانم توی كافی نت روبروی دانشگاه آرزو هستم .آرزو امروز امتحان داشت . منم اومدم اینجا تا وبمونو به روز كنم.داشتیم با هم میرفتیم داخل یارو نیگاه میكرد (حراست دانشگاه )رفتم گفتم زنو شوهریم .گفت اون می تونه بره داخل اما تو به خاطر اینكه دانشجو نیستی نمیشه .منو می گی ریختم بهم گفتم مگه دوست پسرشم؟گفت نه نمیشه . گفتم حتما فتوای علماست نه .اونم هیچی نگفت و من گفتم متاسفم واسه اون بالا تا پایین مملكت  و اینكه گفتم شورشو درآوردین .
خلاصه آرزو رفت امتحان منم الان اینجاام .به زودی نتیجه دانشگام میاد .خدایا به حق عزیزیت كمكم كن قبول شم واقعا بهش نیاز دارم .