چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389

سفرنامه دبی از ۱۶ لغایت ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ : قسمت اول :

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :سفرهامون ،

 امید: ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ :

فرصتی دست داد تا با هزار قرض و قوله یک سفر دبی به همراه برادرم احسان و دایی همسرم یعنی علی به سفر ۴ شبه دبی بریم .علی رغم مسایلی که در حین این مسافرت از جانب دایی همسرم به وجود اومد اما بازهم خدارو شکر خوش گذشت .... سفرنامه زیر رو به صورت کلی می نویسم چون یک سفرنامه کلی رو پارسال با سفری که با آرزو رفتیم در وب نوشتم ...... راستی این سفر دوم من به دبی بود و سفر اول ما همانطور که در وب می بینید ۱۳ فروردین پارسال بود...

سفرنامه دبی از ۱۶ لغایت ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ : قسمت اول :

روز ۱۶ اردیبهشت ماه با هواپیمایی متاسفانه مزخرف تابان که از بویینگ های چینی استفاده می کرد به سمت دبی پرواز کردیم . و پس از ۲ ساعت و ۱۰ دقیقه به شهر دبی رسیدیم . در این سفر تموم خاطرات من که سال گذشته با آرزو به این شهر پراز معماری رفته بودیم زنده شد.متاسفانه در این سفر با اینکه خوش گذشت اما علی واقعا باعث اعصب مابود و رفتارهایی که از خودش نشون میداد باعث شد یکی دوبار از اومدنمون پشیمون بشیم.بی خیال ... ( دیگه توضیح بیشتری نمیدوم اما واقعا از بابت خیلی از مسایل اعصابمون رو خرد کرد ) .... خدمتتون عرض کنم روزی کمه به هتل رسیدیم سریعا به یک کرایه اتومبیل رفتیم و هول هولکی یه ماشین هوندا آکورد ۲۰۰۹ که کرم رنگ بود به هر ۲۴ ساعت ۴۵۰۰۰ تومان کرایه کردیم . عجب ماشینی . تمام فول هیدرولیک دنده اتومان و کولرهای فوقالعاده قوی و هرچی کم بگم کم گفتیم . ماشین ۲ روز دستمون بود و خب واقعا ازش لذت بردیم . اینقدر هول بودیم که موقع تحویل گرفتن ماشین یک زدگی روی گلگیر عقب ماشین بود که ماندیدیم و وروز دوم که خواستیم اونو پس بدیم همش خداخدا می کردیم که یارو  اونو گردن ما نندازه چون اگه می انداخت حق داشت و ما باید وجه تعمیر اونو پرداخت می کردیم . وادقعا خدالطف کرد که آدم های ناتویی نبودن ... خدارو شکر .... راستی علاوه برپاسپورت ۱۰۰۰ درهم یعنی ۲۸۰۰۰۰ تومان اونجا به عنوان ودیعه دادیم که حواسمون نبود و اون ۱۰۰۰ درهم رو قرار بود بعد از ۳۰ به ما پس بدن که مااینو توی قرارداد نخوندیم . خلاصه هنوزم ۱۰۰۰ درهم دستشونه و با هماهنگی که کردیم رسید رو به رفیق پدرم دادم که در دبی زندگی می کنه که زحمت دریافتشو در موعد مقرر بکشه.از رانندگیشون هرچی بگم کمه . واقعا اون الاش واسم سخت بود چون خیلی رانندگی منظم و منضبطی دارن . همه بین خطوط به مسیر خودشون ادامه می دادن . می دونید اونجا دیگه خبری از ویراژ و لایی کشیدن نبود . ضمن اینکه حتی اگه شما بالاترین سرعت رو هم داشته باشید ماشین های پلیس جلوتون رو نمیگیرن و فقط دوربین های پلیس شمارتون رو بر میدارن و به عنوان جریمه بر روی پلاک ماشین شما مبالغ هنگفتی رو ثبت می کنن . راستی با ماشیت دو یا ۳ بار در اتوبان شیخ زاید جایی که برجهای دوقلوی تجاری و بیش از ۳۰ برج بزرگ دنیا در اونجا قرار داره رفت و آمد کردیم که در این بزرگراه که چهارمین بزرگراه بزرگ دنیاست دوربینی وجو داره که با هربار رفت ۴ درهم به عنوان عوارض بر روی هرماشینی می ندازه که این عوارض رو برای ما از روی همون ۱۰۰۰ درهممون کم می کنن . راستی برای کرایه ماشین فقط گواهینامه بین المللی نیاز بود که هر آژانسی در ایران پس از پرداخت ۳۰۰۰۰ تومان در ۱۵ دقیقه بهتون تقدیم می کنه. خلاصه اینکه نظمی که در اونجا حاکمه در رانندگی ۱ دهمش هم اینجا مشاهده نمی کنید امیدوارم برید و ماشین کرایه کنید و اینو کامل درک کنید. جاتون خالی با ماشین ۲ بار به ساحل جمیرا رفتیم و همینطور که گفتم چندبار در بزرگراه شیخ زاید معروف و به پالم ایسلند رفتیم و از تونل معروفی که در زیر آب ساختن رفتیم و از اونجا به هتل آتلانتیس رفتیم و ضمن اینکه واید وادی هم فراموش نکردیم و با ماشین که کرایه کردیم به اونجا هم رفتیم . ............ادامه دارد ......


دوشنبه 20 اردیبهشت 1389

پست ویژه از امارات متحده عربی - دبی

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :ایام خاص ،سفرهامون ،

امید : 20 اردیبهشت 1389 :

باسلام خدمت آرزوی مهربونم . مطلبی که زده بودی رو خوندم . ممنون از محبت همنه جانبت عزیزم . الان ساعت 2 شب به وقت امارات هستش . ما فردا صبح عازم ایران هستیم . نمی دونم و ناشکر نیستم اما خداوکیلی بدون آرزو صفایی واسم نداشت هرچند خدالطف کرد و خوش گذشت . انشاالله سفرهای بعدی با آرزوی عزیزم ............ انشاالله سعی می کنم یک سفرنامه کلی از سفر 5 روزم به دبی رو به زودی در سایت قرار بدم . خداروشکر که فردا آرزو رو زیارت می کنم ..................آرزو دوستت دارم به اندازه تمام لحظه هامیاعلی


جمعه 17 اردیبهشت 1389

امیدم رفته دبی و من تنهام

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،

آرزو:۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۹:

امروز جمعه است و یه جمعه دلگیر چون امیدم پیشم نیست و دیروز صبح یعنی ۵شنبه ساعت ۷ صبح از  خونه با احسان رفتن به سمت فرودگاه چون ساعت ۹ صبح پرواز داشتن البته اول رفتن دنبال علی منم بعد از رفتن اینا لباس پوشیدمو رفتم اداره.ساعتای ۱ ظهر بود که امید زنگ زدوخبر سلامتیشو داد و شماره قبلی رو که با هم رفته بودیمو شارژ کرده بود.کلی خوشحال شدم که صحیح و سالم رسیدن.منم دیروز خونه بودم تا شب و یک سردرد شدیدی داشتم که حال و حوصله هیج کس و هیچ کاریو نداشتم و تا شب هم چند بار با امید صحبت کردم و همش میگفت واقعا به یادتم و جات حسابی خالیه و ساعتای ۱:۳۰ صبح بود که با اس ام اس شب بخیر گفت و خوابید.امروزم جمعه است و یه ساعت پیش به امید زنگ زدم که گفت هتل اتلانتیس هستن و داشت کم کم از اونجا راه می افتاد که برن هتل واسه نهار.از دیروزم ماشین کرایه کردن که امروزم میخوان برن تحویل بدن.راستی نازنین و ایدا  هم از وقتی علی رفته اومدن خونه ما یعنی خونه مامانم اینا.دیشبم امید زنگ زد یه خرده از علی گله کرد و یه ۱۰ دقیقه با هم صحبت کردیم که امیدم یه خرده اروم شد.

امیدم دوست دارم و دیشب که پیشم نبودی به سختی خوابم برد.خلاصه واقعا بدون تو نمیتونم و دیگه هم حق نداری منو تنها بذاری اخه خیلی گناه دارم. 


دوشنبه 13 اردیبهشت 1389

یونس بابا + اخبار چند روز گذشته

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،با فرزندمان ،زندگی کاریمان ،

امید : ۱۳ اردیبهشت 1389 :

بعد از چند روز تصمیم گرفتم پست بدم . خب می دونید مشغله زندگی و ..... باعث شد من کوتاهی کنم و دیر به اینجا بیام.چند روز پیش همونطورکه آرزوی عزیزم اشاره کردن ما به سونوگرافی رفتیم و آقای دکتر محبت کردن و به من هم اجازه ورود به اطاق رو دادن . خیلی برام جالب بود . باور کنید حس عجیبی به من دست داد . البته هنوز باورم نمیشه دارم بابا میشم اما وقتی خنده کوچولومون یعنی یونس رو دیدم واقعا خیلی برام متفاوت بود ... خدایا شکرت بابت همه چی ......

پریروز آرزو وقتی با آژانس به خونه میومد متاسفانه با سهل انگاری راننده نیسان تصادف کردن و در ماشین وقتی جمع میشه به پهلوی آرزو می خوره و آرزو هم کلی استرس و ترس و حتی درد بهش وارد میشه . خدارو شکر بخیر گذذشت و آرزو هم ۲ روز رو مرخصی گرفت . هزار مرتبه شکر هیچ اتفاقی نیفتاد واسشون ........

پنج شنبه صبح من و برادرم احسان که بامداد پس فردا به مشهد میاد به همراه علی یعنی دایی آرزو به دبی خواهیم رفت . یک مسافرت ۴ شبه به دبی پایتخت نوین معماری جهان .... انشاالله .... امیدوارم خوش بگذره و جای من واسه آرزو خالی نباشه.....

راستی یکی از کله گنده های ادارمون هم عوض شد و خدارو شکر که عوض شد و خب نمی دونم دلیلشو هرچند که شایعات زیاده ............


دوشنبه 6 اردیبهشت 1389

سفر چابهار مامان و بابا و سیسمونی یونس

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،با فرزندمان ،

آرزو :۶ اردیبهشت ۱۳۸۹ :

سلام به همه ی دوستان و یونس گلم.خیلی وقته نرسیدم پست بدم گفتم  امشب یه گزارش کامل از چند روز اخیر بدم .از اینجا شروع میکنیم که مامان و بابا ۳۱ اردیبهشت ماه با مرضی و کوروش به چابهار رفتن البته زمان مسافرتشون خیلی کم بود ۳ شنبه رفتن و جمعه هم برگشتن و این وسط خوش به حال یونس گلم شد چون فقط ۲ تا ساک بزرگ واست چیزی اوردن به نوعی یه خرده سیسمونی که ۵۰۰۰۰ هزار تومان هم جریمه شدن فقط به خاطر اضافه بار.نزدیک ۵۰ دست واست لباس اوردن-کالسکه-تاب برقی-روروءک-ماشین لباس شویی مخصوص لباسات-و.......از همه ناز تر کت و شلوار کوچولوته که هرکی دیده عاشقش شده البته هنوز کلی از وسایلت مونده اینا فعلا دست گرمی بود.همون شب که اوردن منو بابات از بس ذوق داشتیم  اونا رو بردیم بالا و با بابات همشو باز کردیمو چیدیم البته سمیرا هم بود.خلاصه همه لباساتو تو خونه چیدیم چون هنوز واست کمد نخریدیم.همش ۳ ماه و ۱۰ روز دیگه به زایمانم مونده و این روزا دادپم بدنم خسته و شب تا صبح  نمیتونم راحت بخوابم.صبح ها هم همینجور تو حالت خواب و بیدار میرم اداره.خدا خیر مامانمو بده چون اگه نبود واقعا واسم سخت بود اداره و این شرایطی که دارم.خلاصه منو امید هم پایین هستیم.راستی فراموش کردم بگم امید هم ۱۶ اردیبهشت تا ۲۰ اردیبهشت داره میره دبی با علی و احسان داداشش.تفریحی واسه اینکه روحیش عوض بشه منم خوشحالم چون اون حال میکنه و دوست داره البته میخواد واسه یونسم کلی اسباب بازی بیاره.اینم یه پست کلی از این چند روز....

 

 


یکشنبه 29 فروردین 1389

دستگاه رمزیاب یا OTP بانک صادرات ایران

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،آموزش ،

امید : 29 فروردین 1388 :

تقریبا اواسط ایام نوروز یعنی ۷ یا ۸ این ماه بود که برای دریافت یک دستگاه رمزیاب یا همون OTP از بانک صادرات اقدام کردم . رمزیاب چیه؟ می دونید رمز یاب برای استفاده از خدمات اینترنت بانک صادرات هستش که می تونی صورتحساب دوره ای و ... مانده حساب و پرداخت قبوض و استعلام چک و از همه مهمتر انتقال حساب علاوه بر حسابهای بانک صادرات به حساب تمامی بانک های موجود در کشور و برخی از موسسات اعتباری (ساتنا) رو  انجا بدید. خیلی جالبه تا سقف ۶ میلیون تومان در روز انتقال وجه خواهیم داشت به هر حسابی.ضمن اینکه شما برای درخواست این دستگاه می بایست ابتدا یک حساب سپهر  صادرات افتتاح (البته هر بانکی فکر می کنم خدمات اینترنت بانک رو داشته باشه‌) کنه و بعد از اون در سایت بانک صادرات در قسمت بانکداری اینترنتی دستگاه رمزیاب رو سفارش بده . تقریبا بعد از ۱۰ روز این دستگاه میاد و هزینه اون 20000 تومان هستش که ارزش داره واقعا . موقع ثبت نام سایت صادرات به شما یک یوزر میده و بعد از آمدن دستگاه رمز یاب پس از وارد شده به سایت صادرات قسمت بانکداری اینترنتی نام کاربری رو وارد و برای رمز از دستگاه رمزیابتون استفاده می کنید ... در مجموع سیستم قابل قبول و با امنیتی هستش و پیشنهاد می کنم تمام شعبات بانک و تمامی خدمات اونها روبه خونه خودتون بیارید..............


تعداد کل صفحات: 70 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...