جمعه 12 شهریور 1389

عکسهای یونس خوشگله - همین امشب

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :با فرزندمان ،

امید :  13 شهریور 1389 :

چندتا از عکسهای امشب یونس عزیزم رو روی سایت قرار میدم . ضمنا اینقدر جیغ زده امشب بیهوش شده و خوابش برده .میگن قلنجه چی بگم والا........

عکس    اول را در سایز بزرگ ببینید

عکس   دوم را در سایز بزرگ ببینید

عکس سوم را در سایز بزرگ ببینید


جمعه 12 شهریور 1389

رفت و آمد ممنوع با سایپا 111

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :عمومی ،

امید : 12 شهریور 1389 :

امشب به همراه مادر خانم و آرزو و یونس عزیزمون ماشین رو برداشتیم و به طرقبه رفتیم البته فقط تا پیچ یاسر و ناصر . بیشتر جرات نکردیم . قریب 4 ماشین پلیس دیدم که البته فکر می کنم همشون گشت نیرو انتظامی بودن و خب البته اونها هم می تونستن به ماگیر بدن اما آرزو یه دعای معروفی بلده که حتما میگم براتون بنویسه و اون " وجعلنا ...... " هستش . دیشب هم همین نفرات به همراه علی دایی آرزو و خانم و بچش به نزدیکیای حرم رفتیم و از دور نزدیک ترمینال مسافربری به اما رضا سلام دادیم و ماشین و یونس رو بیمه امام رضا کردیم . انشاالله پلاک ماشین هم بیاد حتما به داخل حرم خواهیم رفت. از این جهت عنوان وبلاگ رو رفت و آمد ممنوع زدم که پلاک نداریم و خب با ترس و لرزه و اما خدا همش همرامون بوده و مشکلی پیش نیومده و انشاالله هیچ وقت پیش نمیاد ...احتمالا شنبه ظهر پلاکمون میاد و دیگه از این دغدغه ها راحت میشیم .......

راستی امشب هم شب قدر بود و از همه دوستان می خوام ما رو در این شب عزیز فراموش نکنن . به امید سلامتی همه ایرانیان عزیز در این شب قدر....


پنجشنبه 11 شهریور 1389

برادرم احسان برای همیشه رفت

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :ایام خاص ،

امید : 11 شهریور 1389 :

تقریبا 6 ساعت پیش برادرم احسان ایران رو به مقصد مالزی ترک کرد . اون برای همیشه از ایران رفت . برای مدتی در مالزی و سپس در ....... از اونجا که احسان از اساتید بزرگ انیمیشن ایرانه و برای رسیدن به اهداف بزرگش از این کشور خارج شد و امیدوارم نتیجه بگیره و بتونه به اهداف عالیش برسه . دلم خیلی براش تنگ میشه و واقعا از بابتی خوشحال که برای رسید به اهداف و از طرفی ناراحت برای اینکه احسان هم از پیشم رفت . خدا پشت و پناهت باشه برادر عزیزم . انشاالله عمری باشه عید به دیدنت خواهیم اومد . دوستت دارم و بهترینها رو برات می خوام . البته توی این مدت احسان دامادمون هم با اون رفته و نزدیک به 40 روز در کنار برادرم خواهد بود . انشااله به اون هم خوش بگذره . انشاالله.....

تقدیم به برادرم که وظیفه برادیم رو نتونستم واسش ادا کنم - شرمنده ام داداش


سه شنبه 9 شهریور 1389

ماهم ماشین خریدیم - سایپا 111

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :ایام خاص ،خریدهای زندگی ،

امید : 9 شهریور 1389 :

روز هفتم شهریور ماه مصادف بود با خرید اتومبیل و بهتره بگم اولین اتومبیل زندگی زناشوییمون . ما سایپا 111 " پراید هاشبک "خریدیم و خب خدارو شکر فکر می کنم انتخاب بسیار مناسب و درستی بود . از مشخصه های اون میشه به رنگ نقره ای متایکش اشاره کرد که در نوع خودش یک رنگ کاملا متفاوت و کمیاب در این نوع اتومبیله به طوری که من خودم تاحالا این رنگی ندیدم. مشخصه های دیگش میشه به ترمز ABS  و فرمان هیدرولیک و روون بودنت ماشین و خلاصه تیپ ظاهری کاملا متفاوت ماشین اشاره کرد. ضمنا ماشین 1323 سی سی و 5 دنده و دارای ضبط سیدی خور MP3 به همراه قابلیت تنظیم صندلی راننده در بالا و پایین آمدن و تنظیم تو رفتگی وبیرون اومدن این صندلی همچنین گرم کن شیشه عقب و جلو هستش. خلاصه ماشین خدایی خوبی هستش . برامون 9 میلیون تومان تموم در اومد و یه 250 هزار تومانی هم روکش صندلی و فرمون - دزدگیر و 2تا باند مارشال و ..... خب می دونید همون روز وام 10 میلیون تومانمون هم در اومد و البته یه چیز بسیار مهم اینکه " 7 میلیون تومان اون رو نقد دادینم و مابقی رو 2 تا چک 1150000 به تاریخ های پایان امسال و شهریور سال بعد دادیم و در کل یه 300 تومانی بالای ماشین میره طی سال که بد نیست . البته به همه گفتیم 9 تومان نقد و این فقط بین خودمون 2 تاست و البته یونس جان.......آره اینم از این و اینکه خداروشکر صاحب ماشین شدیم و از این بابت شکر گذار درگاه حق . دیشب هم رفتیم بیرون و البته پلاک نداشتیم و خب با هزار ترس رفتیم و امروز صبح هم که ماشین رو بردم اداره و خدارو شکر مشکلی به وجود نیومد . ما به استرسش نمی ارزه و تا شنبه که انشاالله پلاکش میاد صبر خواهیم کرد . خداروشکر ماشین توی پارکینگ هم جا میشه و مشکل بی پارکینگی هم نداریم دیگه. عکس ماشین رو هم در زیر می بینید . البته تصویر اولش ماشین ماست و البته دومیش در نمایندگی گرفتیم.خدایا بابت همه چیز شکرت . انشاالله هرکی ماشین نداره ماشین دار بشه. الهی آمین


شنبه 6 شهریور 1389

یونس خوشگله در 34 روزگی

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :با فرزندمان ،

امید : 6 شهریور 1389 :

همین الان مامانینا از کرمونشاه زنگ زدن و گفتن چندتا عکس جدید از یونس بفرستین چون احسان فردا دیگه سیستمشو جمع می کنه و ما هم سریع عکسها رو گرفتیم و براشون فرستادیم و دلمون نیومد و گفتیم توی وبمون هم قرار بدیم  " بزنم به تخته ماشاالله خوشگل شده "

دانلود هر سه عکس در سایز بزرگ به حجم 3 مگابایت


چهارشنبه 3 شهریور 1389

یکماهگی یونس عزیمون مبارک + عکسهای جدیدش

   نوشته شده توسط: امید و آرزو    نوع مطلب :با فرزندمان ،

  امید : 3 شهریور 1389 :

فردا ساعت 8:50 صبح یونس عزیزمون 1 ماهه میشه و این درحالیه که با حضور خودش زندگی کاملا متفاوتی رو در پیش روی ما قرار داده . یکماه گذشت و واقعا زود گذشت و ماهگردشو بهش تبریک میگم. راستی امروز پنپرزهاش از شماره یک به شماره دو یعنی 3 تا 6 کیلو تغییر کرد و خدارو شکر در عرض یکماه 1 سایز پنپرزهاش بزرگ شد .ضمنا 4 تا از عکسهای نازش رو در یک فایل ZIP واسه دانلود میگذارم که هم باکیفیته و هم در سایز بزرگ گرفته شده و امیدوارم عکسهاش واسه شما هم جذاب و دیدنی باشه :

دانلود هر 4 عکس به صورت فایل ZIP ( حجم تقریبی 3 مگابایت )


تعداد کل صفحات: 70 1 2 3 4 5 6 7 ...